Sunday, May 18, 2014

چرا سید و آخوند و ملا ها بی رحم و فاقد قلب هستند؟


چرا سید و آخوند و ملا ها بی رحم و فاقد قلب هستند؟

کلمه سید مقام یا مرتبه ای نیست و فقط یک عنوان است که به تمام تازی ها و عرب ها گفته میشود.چرا سید و آخوند و ملاها جنایتکار و بی رحم و فاقد قلب هستند؟ تمام روانشناسان جهان ثابت کرده اند که، کودکانی که بر اثر تجاوز متولد شده اند بی رحم و جلاد و خشن هستند، و استعداد آ دم کشی و سرکوب کردن را دارند. تاریخ به ما می گوید که، اعراب بیابان گرد و وحشی آمدند و به بعضی از زنان ایرانی تجاوز جنسی کردند و رفتند. و تخم و ترکه ای که از آنها بوجود آمد همین سید ها و آخوندان جنایت پیشه در ایران هستند، و یک دین سراسر خرافاتی و من در آوردی و جنایتکاری را بجا گذاشتند که بازماندگان آنها دو دستی به آن چسبیده اند تا بهمین امروز به هویت پدرانشان بر می گردد، به پدران ناشناخته که به آنها سید خطاب می کردند. کلمه سید مقام یا مرتبه ای نیست و فقط یک عنوان است که به تمام تازی ها و عرب ها گفته میشود. به همین دلیل سید و ملا و آخوند بی وجدان و جنایتکار است و فوری فرمان قتل ایرانیان را صادر می کنند و صد هزار نفر را ظرف چند هفته می کشند و اعدام میکنند. سابقه سید ها و آخوندان را هم مردم ایران بخوبی می دانند که همگی چگونه در یک اتاق پهلوی همدیگر می خوابند از ده ساله تا شصت ساله و بهمدیگر تجاوز جنسی می کنند. پس ریشه و بن چاق سید ها زنا زاده و حرامزاده است. توجه سید و آخوند همان اجداد تازیان وحشی و جنایتکار و تجاوزگر خودشان است تا ملت و مرم ایران ما. سید ها و آخوند ها از بیخ تازی و عرب هستند. کسانی هم كه به افراد فرهیخته و با سواد توهین، فحاشی و از آخوندان جنایتکار دفاع میکنند، ایرانی نیستند و همان تازی زاده های تازی صفت هستند كه از انسانیت هیچ بویی نبردند و در واقع همان شنکنجه گران و مزدوران جمهوری جنایتکار اسلامی هستند كه هیچگونه سواد و منطقی به جز فحاشی به ایرانیان و ملت ایران و دگر اندیشان ندارند. هر آخوند، بنا بر تعریف دشمن ایران و تمدن ایرانی است؛ با انداختن عبا بر دوش و گذاشتن عمامه بر سر، آخوند جنایتکار سوگند یاد می کند که ویران کننده ایران و آئین زرتشت و کوروش و برپا دارنده آئین مرگ آور و ایران ستیزانه اسلام جنایتکار تازیان است؛ آخوند جنایتکار، ستون پنجم حجاز در تیسفون و پارسه است؛ مرگ هر آخوند در ایران، مرگ یک گماشته اهریمن است. اشتباه بعضی از افراد در این است كه فکر میکنند ایرانیان خود این مذهب قرون وسطایی و جنایتکار تازیان وحشی را پذیرفتند، در صورتی كه اینگونه نبود. در زمان یزگرد سوم ایران درگیر جنگ های دیگر و جنگ داخلی و جنگ قدرت بود و از این جهت ارتش ایران بسیار ضیف شده بود و تازیان هم از این فرصت باد آورده سؤ استفاده کردند و به ایران لشکر کشی کردند، در ضمن ایرانی به دلخواه مذهب من در آوردی تازیان را نپذیرفت بلکه تازیان جنایتکار آن را به زور شمشیر به ایرانیان تحمیل کردند، باید بیشتر مطالعه کرد تا بیشتر آگاه شد. پس از حمله اعراب به ایران، عرب بیابانگرد و وحشی ایرانی را در کوچه و پس کوچه های ایران كه میدید میگفت یا اسلام یا شمشیر و ایرانی چاره ای برای زنده ماندن جز تسلیم به زور و ظلم و ستم تازیان بیابانگرد و سوسمار خور نداشت.در کف گرگ نر خون خواره ایغیر تسلیم و رضا کو چاره ای تا قبل از حمله وحشیانه تازیان به ایران، ایرانی متمدن بود و یکدیگر را زنده بگور هم نمیکردند اما با آمدن تازیان به ایران کشت و کشتار و جنایت به ایرانیان هم تحمیل شد و در جامعه ایران نهادینه شد. این گفته هم درست نیست كه ایرانیان کیش زرتشت را نمیخواستند و در انتظار تازیان بیابانگرد و دین من در آوردی و ضد بشری آنان بود ند تا در جهنم را به رویشان بگشایند .همانگونه که ذکر شد، در زمان یزگرد سوم ایران درگیر جنگ داخلی و جنگ قدرت بود واز این جهت ایران بسیار ضیف شده بود و تازیان هم ازاین فرصت سؤ استفاده کردند و به ایران لشکر کشی کردند، در ضمن ایرانی به دلخواه مذهب من در آوردی تازیان را نپذیرفت بلکه آن را به زور شمشیر به ایرانیان تحمیل کردند. اسلام یک دین جنایتکار و من در آوردی است که از اینجا و آنجا گرد آوری شده است، کتاب تازیان هم یک کتاب بی ارزش و ضد بشری است که باید سوزاند.آنچه را اسلام جنایتکار برای ایرانیان در طول ۱۴۰۰ سال تاریخه ننگینش انجام داده روشن است اسلام جنایتکار فرهنگ پیشین ایران را کفر حساب کرد و قوانین آن را فاسد (رفتار نیک گفتار نیک و پندار نیک) و احکام جنایتکار خود را جانشین آن کرد (حد, تبعیض، قتل، شکنجه، قطع سر، قطع دست و پا سنگسار و حتا از بکارت دخترانی که باید طبقه احکام اسلام جنایتکار کشته میشدند هم نگذشت) دیگر چه کمی در اسلام فاسد دیده میشود. موریس آریایی ایرانی نخست ایرانی است و دوم باز هم ایرانی است. ایرانی تازی نیست. اسلام جنایتکار تازیان هم باید برود به همان جا که عرب وحشی نی انداخت. اسلام تازیان جنایتکار کاملترین مذهب زور و تجاوز و جنایت است.پ.ن:شوربختانه اینها همه به خاطر همان فقر فرهنگی و بن مایه بیسوادی است، هیچ چیز در این جهان مقدس نیست، اگر چیزی مقدس باشد آزادی انسان باید باشد! آنچه را اسلام تبهکار برای ایرانیان در طول ۱۴۰۰ سال تاریخه ننگینش انجام داده روشن است اسلام تازیان فرهنگ پیشین ایران را کفر حساب کرد و قوانین آن را رفتار نیک گفتار نیک و پندار نیک فاسد و احکام جنایتکار خود را جانشین آن کرد حد، تبعیض، قتل، شکنجه، قطعه سر، قطع دست و پا سنگسار و حتی از بکارت دخترانی که باید طبقه احکام اسلام جنایتکار کشته میشدند هم نگذشت! دیگر چه کمی در اسلام تبهکار تازیان دیده میشود. ایرانی نخست ایرانی است و دوم باز هم ایرانی است. ایرانی تازی نیست. یک داستان دیگر هم من شنیدم که میگوید در دوره‌‌ی شاهان صفوی به هر کس ۵ تومن یا ریال میدادن که بیان و سید بشن... این هم درست است، زیرا القاب را در زمانهای گذشته میتوانستند بخرند!! حال به منظور های خاص سود جویی، اما بیشتر اینهایی که در ایران امروز حکومت میکنند بازماندگان همان تازیان لجام گسیخته هستند که به ایران یورش کردند!! کلمه سید مقام یا مرتبه ای نیست و فقط یک عنوان و لقب است و هیچ هم مقدس نیست که به تمام تازی ها و عرب ها گفته میشود. در همه جای ایران میتوان یافت، تازیان هنگامی که میخواهند یکدیگر را صدا کنند میگویند سیدی یعنی سرور یا آقا و همانگونه که گفته شد در ایران به غلط جهت کسب سود مقدس شده است و دکان بازاری بیش نیست. آگاهی بنیان رهایی است.
موریس آریایی

پ.ن: اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت .آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنان همین بس،که آنهابا جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند. فرزندان خود را از راه بینوایی و نادانی و نیازمندی زنده زنده در گور می کنند و میکشند، همدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند. از خوردنی ها و پوشیدنی ها و لذتها و کامرانی های این جهان یکسره بی بهره اند. بهترین خوراکی که می توانند بدست آورند گوشت راسو و سوسمار است که بسیاری از درندگان از بیم دوچار شدن به بیماریها و بسبب ناگواری و سنگینی نمی خورند (خسرو پرویز)
دوقرن سکوت(دکتر زرین کوب)
..............................

آلترناتیو یا جای گزینی بی دینی!

Photo: ‎آلترناتیو یا جای گزینی بی دینی!
موریس آریایی: دوستانی که از من به عنوان یک خداناباور و بی دین پرسیده بودند و میخواستند بدانند، آیا به جای بی دینی آلترناتیو یا جای گزینی دیگری هم دارید؟ باید گفت که شما نیاز نیست که مذهبی باشید، تا انسان خوبی باشید! بیشتر مردم در حال پیدا کردن راههای جایگزین برای ابراز عقاید خود و به اشتراک گذاری با دیگران فکر می کنند، مهم این است که باور های شما نباید آزار دهنده و حامل جنایت باشد. باورمند هستم که دین یعنی خرافات و عقب ماندگی و اگر این خرافات برای اعمال قدرت بر گروهی در یک جامعه به کار برده شود این موضوع بسیار خطرناک تر میشود. مانند همین وضعیت جنایت، فساد، بی تمدنی، دکان بازار و فریبکاری دین در ایران! قدرت موجب فساد مي شود و قدرت مطلق فساد مطلق مي آورد. محدودیت ها در جامعه نیز فساد مطلق مي آورد. ممنوعیت های بیجا همیشه نتیجه عکس خواهد داشت و در در عمل نتيجه انحصار و محروميت جنایت و فساد خواهد بود. در جهان بیش از سه هزار خدایان دروغین وجود دارد که بت سنگی تازیان تبهکار نیز یکی از آنها است. و چون هزاران دین و خدایان گوناگون وجود دارند همگی نمی‌توانند درست باشند. من تنها به چیزی باورمند هستم و باور دارم که میبینم و قابل لمس است، خدا و مذاهب دروغین و پوشالی زاییده ذهن بیمارگونه انسانهایی بی خرد است که از فرط ترس و جهل و نادانی به موجودی خیالی و دروغین پناه میبرند. خدا و دین ابزاری در دست جنایتکاران، راهزنان و دزدان جهت تحمیق و جنایت بر مردم بی خرد است. خدا نیست... اگر موجودی قدرمند به نام خدا وجود داشت، اینهمه جنایت در جهان نبود و میتوانست جلوگیری کند! کسانی که به خدایان دروغین باور دارند به همان اندازه به شيطان نيز باور دارند. چرا که بايد از ترس شيطاني خيالي به خدايي خيالي پناه ببرند! کسانی که من را می شناسند، می دانند که من نه خدا باور هستم، و نه دین دارم، کار فرهنگی و روشنگری نیز یک پروسه طولانی است، نمیتوان کسانی را که ١٤٠٠ سال با خرافات تازیان لجام گسیخته خوابیده و بیدار شدند، را یک شبه آگاه و بیدار کرد، و تا خود فرد هم نخواهد از ارزش های پستی که به وسیله آنها سرکوب میشود، دست نکشد، راه به جایی نخواهد برد! نیچه میگفت خدا مرده است و باید مرده باقی بماند، من اما می گویم خدا هرگز نبود که بمیرد !!
آلترناتیو یا جای گزینی بی دینی، برخی از این راه ها به ترتیب درجه اهمیت در اینجا توضیح داده میشود:موریس آریایی

1- Atheism (آتئیسم) نوعی اندیشه است که در برابر theism (تئیسم )مطرح می شود و اگر دومی را به معنای اعتقاد به خدا بگیریم اولی به معنای بی اعتقادی به خداست.
آتئیسم ها چیزی حدود 16 استدلال بر این گزاره «خدا وجود ندارد» طرح کردند که از معروفترین آنها مساله شر است مساله شر در گذشته تنها به عنوان یک شبهه مطرح بوده است اما در قرون حاضر در میان فلاسفه خدا ناور از اهمیت خاصی برخوردار است و آن را به عنوان دلیلی بر عدم وجود خدا ذکر می کنند. شخصی که به آتئیسم باور دارد آتئیست نامیده میشود، آتیئست را به فارسی بیخدا، خداناباور، ملحد، منکر و ... نیز ترجمه کرده اند.
در حالتی کلی بی خدایان دو دسته هستند :
بی خدایان مثبت گرا، که باور مندند نه تنها می توان با دلایل وجود خدا را رد کرد بلکه بر نبود خدا هم می توان دلایلی اقامه کرد.
بی خدایان منفی گرا، که معتقدند چون ما شواهد معتبری در دسترس نداریم که اثبات کند «خدا وجود دارد» بنا براین به این باور می رسیم که خدایی نیست.
براهینی که بی خدایان مطرح کرده اند با این عناوین مطرح شده است: شر ، اختفای خدا ، طراحی ضعیف، وحی های متناقض، خدای حفره ها، گشایش 747، بی معنایی الهیات، ناسازگاری صفات خدا یی، قدرت مطلق، اراده آزاد، دوزخ، شرط بندی بی خدا، قوری چای راسل، اسپاگتی پرنده ، تک شاخ صورتی نامرئی، اژدها در گاراژ

2-Humanism
انسان‌گرایی (اومانیسم) (به انگلیسی: Humanism) رویکرد تمرکز بر توانایی‌ها و دغدغه‌های انسان؛ در آزمایش‌های تجربی، مطالعات اجتماعی، پژوهش‌های فلسفی و خلق آثار هنری است. واژهٔ Humanism (با H بزرگ) مکتب فرهنگی فکری است که در خلال دوران تجدید حیات فرهنگی(رنسانس) به دنبال ایجاد رغبت و تمایل جدید نسبت به آثار برجستهٔ یونانی و رومی پدید آمده‌است. این واژه از واژهٔ لاتینی Humus به معنی خاک یا زمین اخذ شده‌ است. انسان‌گرایی در برابر خداگرایی قرار داده شده است.

3- Agnosticism
قائلین به توقف در وجود هر چیز و علم به هر چیز. ندانم‌گویی، لاادری‌گری، یا مسلک لاادریه، دیدگاهی فلسفی است که دانستن درستی یا نادرستی برخی ادعاها بطور ویژه ادعاهای مربوط به امور فراطبیعی مانند الهیات و زندگی پس از مرگ و وجود خدا و موجودات روحانی و یا حتی حقیقت نهایی را نامعلوم و یا با توجه به شکل «ندانم‌گویی» اساسا ناممکن می‌داند. لاادری گری(Agnosticism)، از گرایش‌های فلسفی، که در عین اذعان به عینیت و واقعیت جهان، شناخت قسمتی از آن و یا کل آن را ناممکن می‌داند. این اصطلاح برای نخستین بار توسط توماس هنری هاکسلی به مفهوم غیر قابل شناخت بودنماوراء طبیعت بکار رفت، اما پس از آن، در ادبیات فلسفی و به ویژه مارکسیستی، در معنای غیرقابل شناخت بودن جهان مادی بکار می‌رود. بسیاری از فیلسوفان و اندیشمندها در مورد ندانمگرایی نوشته‌اند که می‌توان از توماس هنری هاکسلی، رابرت انگرزول، برتراند راسل و معری نام برد. نظریه کانت و نظریه شکاکیت، نوعی ندانمگری بشمار می‌روند. هیوم نیز، از فلاسفه باورمندان به این مکتب است.

4- Secularism
سکولاریسم (به انگلیسی: Secularism) عقیده‌ای است، مبنی بر جدا شدن نهادهای حکومت و کسانی که بر مسند دولت می‌نشینند، از نهادهای مذهبی و مقام‌های مذهبی. این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد. ارزش‌هایی مانند جدایی دین از سیاست، جدایی کلیسا و حکومت در آمریکا، و لائیسیته در فرانسه بر پایه سکولاریسم بنا شده‌اند. اهداف و استدلال‌ها برای قبول سکولاریسم بسیار گسترده‌اند. درلائیسیته اروپایی بحث گردیده که سکولاریسم یک جنبش به سوی مدرنیته و دور شدن از ارزش‌های بد دینی است.
آگاهی بنیان رهایی است!!موریس آریایی
Moris Aryai
18.05.2014‎

آلترناتیو یا جای گزینی بی دینی!
موریس آریایی: دوستانی که از من به عنوان یک خداناباور و بی دین پرسیده بودند و میخواستند بدانند، آیا به جای بی دینی آلترناتیو یا جای گزینی دیگری هم دارید؟ باید گفت که شما نیاز نیست که مذهبی باشید، تا انسان خوبی باشید! بیشتر مردم در حال پیدا کردن راههای جایگزین برای ابراز عقاید خود و به اشتراک گذاری با دیگران فکر می کنند، مهم این است که باور های شما نباید آزار دهنده و حامل جنایت باشد. باورمند هستم که دین یعنی خرافات و عقب ماندگی و اگر این خرافات برای اعمال قدرت بر گروهی در یک جامعه به کار برده شود این موضوع بسیار خطرناک تر میشود. مانند همین وضعیت جنایت، فساد، بی تمدنی، دکان بازار و فریبکاری دین در ایران! قدرت موجب فساد مي شود و قدرت مطلق فساد مطلق مي آورد. محدودیت ها در جامعه نیز فساد مطلق مي آورد. ممنوعیت های بیجا همیشه نتیجه عکس خواهد داشت و در در عمل نتيجه انحصار و محروميت جنایت و فساد خواهد بود. در جهان بیش از سه هزار خدایان دروغین وجود دارد که بت سنگی تازیان تبهکار نیز یکی از آنها است. و چون هزاران دین و خدایان گوناگون وجود دارند همگی نمی‌توانند درست باشند. من تنها به چیزی باورمند هستم و باور دارم که میبینم و قابل لمس است، خدا و مذاهب دروغین و پوشالی زاییده ذهن بیمارگونه انسانهایی بی خرد است که از فرط ترس و جهل و نادانی به موجودی خیالی و دروغین پناه میبرند. خدا و دین ابزاری در دست جنایتکاران، راهزنان و دزدان جهت تحمیق و جنایت بر مردم بی خرد است. خدا نیست... اگر موجودی قدرمند به نام خدا وجود داشت، اینهمه جنایت در جهان نبود و میتوانست جلوگیری کند! کسانی که به خدایان دروغین باور دارند به همان اندازه به شيطان نيز باور دارند. چرا که بايد از ترس شيطاني خيالي به خدايي خيالي پناه ببرند! کسانی که من را می شناسند، می دانند که من نه خدا باور هستم، و نه دین دارم، کار فرهنگی و روشنگری نیز یک پروسه طولانی است، نمیتوان کسانی را که ١٤٠٠ سال با خرافات تازیان لجام گسیخته خوابیده و بیدار شدند، را یک شبه آگاه و بیدار کرد، و تا خود فرد هم نخواهد از ارزش های پستی که به وسیله آنها سرکوب میشود، دست نکشد، راه به جایی نخواهد برد! نیچه میگفت خدا مرده است و باید مرده باقی بماند، من اما می گویم خدا هرگز نبود که بمیرد !!
آلترناتیو یا جای گزینی بی دینی، برخی از این راه ها به ترتیب درجه اهمیت در اینجا توضیح داده میشود:موریس آریایی

1- Atheism (آتئیسم) نوعی اندیشه است که در برابر theism (تئیسم )مطرح می شود و اگر دومی را به معنای اعتقاد به خدا بگیریم اولی به معنای بی اعتقادی به خداست.
آتئیسم ها چیزی حدود 16 استدلال بر این گزاره «خدا وجود ندارد» طرح کردند که از معروفترین آنها مساله شر است مساله شر در گذشته تنها به عنوان یک شبهه مطرح بوده است اما در قرون حاضر در میان فلاسفه خدا ناور از اهمیت خاصی برخوردار است و آن را به عنوان دلیلی بر عدم وجود خدا ذکر می کنند. شخصی که به آتئیسم باور دارد آتئیست نامیده میشود، آتیئست را به فارسی بیخدا، خداناباور، ملحد، منکر و ... نیز ترجمه کرده اند.
در حالتی کلی بی خدایان دو دسته هستند :
بی خدایان مثبت گرا، که باور مندند نه تنها می توان با دلایل وجود خدا را رد کرد بلکه بر نبود خدا هم می توان دلایلی اقامه کرد.
بی خدایان منفی گرا، که معتقدند چون ما شواهد معتبری در دسترس نداریم که اثبات کند «خدا وجود دارد» بنا براین به این باور می رسیم که خدایی نیست.
براهینی که بی خدایان مطرح کرده اند با این عناوین مطرح شده است: شر ، اختفای خدا ، طراحی ضعیف، وحی های متناقض، خدای حفره ها، گشایش 747، بی معنایی الهیات، ناسازگاری صفات خدا یی، قدرت مطلق، اراده آزاد، دوزخ، شرط بندی بی خدا، قوری چای راسل، اسپاگتی پرنده ، تک شاخ صورتی نامرئی، اژدها در گاراژ

2-Humanism
انسان‌گرایی (اومانیسم) (به انگلیسی: Humanism) رویکرد تمرکز بر توانایی‌ها و دغدغه‌های انسان؛ در آزمایش‌های تجربی، مطالعات اجتماعی، پژوهش‌های فلسفی و خلق آثار هنری است. واژهٔ Humanism (با H بزرگ) مکتب فرهنگی فکری است که در خلال دوران تجدید حیات فرهنگی(رنسانس) به دنبال ایجاد رغبت و تمایل جدید نسبت به آثار برجستهٔ یونانی و رومی پدید آمده‌است. این واژه از واژهٔ لاتینی Humus به معنی خاک یا زمین اخذ شده‌ است. انسان‌گرایی در برابر خداگرایی قرار داده شده است.

3- Agnosticism
قائلین به توقف در وجود هر چیز و علم به هر چیز. ندانم‌گویی، لاادری‌گری، یا مسلک لاادریه، دیدگاهی فلسفی است که دانستن درستی یا نادرستی برخی ادعاها بطور ویژه ادعاهای مربوط به امور فراطبیعی مانند الهیات و زندگی پس از مرگ و وجود خدا و موجودات روحانی و یا حتی حقیقت نهایی را نامعلوم و یا با توجه به شکل «ندانم‌گویی» اساسا ناممکن می‌داند. لاادری گری(Agnosticism)، از گرایش‌های فلسفی، که در عین اذعان به عینیت و واقعیت جهان، شناخت قسمتی از آن و یا کل آن را ناممکن می‌داند. این اصطلاح برای نخستین بار توسط توماس هنری هاکسلی به مفهوم غیر قابل شناخت بودنماوراء طبیعت بکار رفت، اما پس از آن، در ادبیات فلسفی و به ویژه مارکسیستی، در معنای غیرقابل شناخت بودن جهان مادی بکار می‌رود. بسیاری از فیلسوفان و اندیشمندها در مورد ندانمگرایی نوشته‌اند که می‌توان از توماس هنری هاکسلی، رابرت انگرزول، برتراند راسل و معری نام برد. نظریه کانت و نظریه شکاکیت، نوعی ندانمگری بشمار می‌روند. هیوم نیز، از فلاسفه باورمندان به این مکتب است.

4- Secularism
سکولاریسم (به انگلیسی: Secularism) عقیده‌ای است، مبنی بر جدا شدن نهادهای حکومت و کسانی که بر مسند دولت می‌نشینند، از نهادهای مذهبی و مقام‌های مذهبی. این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد. ارزش‌هایی مانند جدایی دین از سیاست، جدایی کلیسا و حکومت در آمریکا، و لائیسیته در فرانسه بر پایه سکولاریسم بنا شده‌اند. اهداف و استدلال‌ها برای قبول سکولاریسم بسیار گسترده‌اند. درلائیسیته اروپایی بحث گردیده که سکولاریسم یک جنبش به سوی مدرنیته و دور شدن از ارزش‌های بد دینی است.
آگاهی بنیان رهایی است!!موریس آریایی
Moris Aryai
18.05.2014

اعراب و تازیان تبهکار و جنایتکار با ايران و ایرانی چه كردند

Photo: ‎اعراب و تازیان تبهکار و جنایتکار با ايران و ایرانی چه كردند !!
 
در سال ۶۳۶ ميلادي اعراب مسلمان وحشی و تازی به ايران وحشیانه حمله و یورش کردند و به زور شمشیر ایدئولوژی   من در آوردی و جنایتکارانه  خود را به ایرانیان تحمیل کردند, شوربختانه عده‌اي بر اين گمان هستند که ايرانيان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!! به همين دليل بر آن شدم که به بخشي از جنایات آنان در ایران  اشاره ‌کنم:موریس آریایی 
 
زرين کوب در کتاب دو قرن سکوت مي نويسد: فاتحان، گريختکان را پي گرفتند؛ کشتار بيشمار و تاراج گيري باندازه اي بود که تنها سيصد هزار زن و دختر ايران به بند کشيده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتري زر و سيم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهاي برده فروشي اسلامي به فروش رسيدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ي بسيار بر جاي نهادند
----
پس از تسلط اعراب
در حمله به سيستان؛ مردم مقاومت بسيار و اعراب مسلمان تازی خشونت بسيار کردند بطوريکه ربيع ابن زياد ( سردار عرب ) براي ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدري بساختند از آن کشتگان ( يعني اجساد کشته شدگان جنگ را روي هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان تکيه گاهها ساختند؛ و ربيع ابن زياد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سيستان هزار هزار ( يک ميليون ) درهم به امير المومنين تازی دهند با هزار غلام بچه و کنيز. ( کتاب تاريخ سيستان صفحه۳۷، ۸۰ - کتاب تاريخ کامل جلد1 صفحه ۳۰۷)
 
 
در حمله اعراب به ري مردم شهر پايداري و مقاومت بسيار کردند ؛ بطوريکه مغيره ( سردار عرب ) در اين جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگيدند و پايمردي کردند... و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با ني شماره کردند و غنيمتي که  از ري نصيب مسلمانان تازی کرد همانند غنائم مدائن بود .( کتاب تاريخ طبري؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵)
 
در حمله به شاپور نيز مردم ايران پايداري و مقاومت بسيار کردند بگونه اي که عبيدا ( سردار عرب ) بسختي مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصيت کرد تا به خونخواهي او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهيان عرب نيز چنان کردند و بسياري از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخي؛ صفحه 116 -کتاب تاريخ طبري؛ جلد پنجم صفحه 2011)
 
در حمله به اليس؛ جنگي سخت بين سپاهيان عرب تازی و ايران در کنار رودي که بسبب همين جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گرديد در گرفت. در برابر مقاومت و پايداري سرسختانه ي ايرانيان؛ خالد ابن وليد نذر کرد که اگر بر ايرانيان پيروز گرديد « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسيان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ مي آوردند و در رود گردن مي زدند » مغيره گويد که « بر رود؛ آسياب ها بود و سه روز پياپي با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هيجده هزار کس يا بيشتر بودند؛ آرد کردند ... کشتگان ( پارسيان ) در اليس هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاريخ طبري؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاريخ ده هزار ساله ايران؛ جلد دوم برگ 123)
 
در شوشتر؛ مردم وقتي از تهاجم قريب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهاي سه پهلوي آهنين بسيار ساختند و در صحرا پاشيدند. چون قشون اسلام تازی  به آن حوالي رسيدند ؛ خارها به دست و پاي ايشان بنشست ؛ و مدتي در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آناني را که از پذيرفتن اسلام تازی خود داري کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶ )
 
در چالوس رويان؛ عبدالله ابن حازم مامور خليفه ي اسلام تازی به بهانه (دادرسي ) و رسيدگي به شکايات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان هاي متعددي جمع کردند و سپس مردم را يک يک به حضور طلبيدند و مخفيانه گردن زدند بطوريکه در پايان آنروز هيچ کس زنده نماند ... و ديه ي چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور مي بردند. (کتاب تاريخ طبرستان صفحه ۱۸۳ - کتاب تاريخ رويان؛ صفحه ۶۹ )
 
در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان تازی «همه ي مردم شهر را بجز يک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه 208و 303)
 
در حمله به نيشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان تازی چون از اهل شهر کينه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوريکه « آنروز از وقت صبح تا شام مي کشتند و غارت مي کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 282 (
 
در حمله ي اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهيان اسلام تازی به سختي جنگيدند؛ بطوريکه سردار عرب ( سعيد بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پايداري و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعيد ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد « يک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسليم شدند؛ اما سعيد ابن عاص همه ي مردم را بقتل رسانيد؛ بجز يک تن؛ و در توجيه پيمان شکني خود گفت: « من قسم خورده بودم که يک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهيان عرب تازی در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاريخ طبري جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ - کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ )
 
پس از فتح" استخر" (سالهاي 28-30 هجري) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان تازی مجبور شدند براي بار دوم" استخر" را محاصره کنند.مقاومت و پايداري ايرانيان آنچنان بود که فاتح "استخر" (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگين کرد بطوريکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم " استخر" که خون براند. پس خون همگان مباح گردانيد و چندان کشتند خون نمي رفت تا آب گرم به خون ريختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند "چهل هزار کشته " بودند بيرون از مجهولان.(کتاب فارسنامه ابن بلخي صفحه 135-- کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم صفحه 163)
 
رامهرمز نيز پس از جنگي سخت به تصرف سپاهيان اسلام تازی در آمد و فاتحان عرب؛ بسياري از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراواني را برده ساختند و مال و متاع هنگفتي بچنگ آوردند.(کتاب الفتوح؛ صفحه 215)
 
مردم کرمان نيز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو ميليون درهم و دو هزار غلام بچه و کنيز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاريخ يعقوبي صفحه 62 -کتاب تاريخ طبري جلد پنجم صفحه 2116, 2118 - کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم صفحه 178,179)
 
جنايات اعراب و تازیان تبهکار تنها به اين شهر‌ها ختم نشده است و اينها تنها گوشه‌اي از تاراج ميهنمان به دست تازيان بود و آشکارا مقاومت ايرانيان در برابر آنان را ثابت مي‌کند. اگر شهر خاصي‌ مورد نظر شما بود خوشحال خواهم شد که روايت آنرا شرح دهم
 
در کتاب عقدالفريد چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخني از خسرو پرويز نقل شده که مي گويد: اعراب را نه در کار دين هيچ خصلت نيکو يافتم و نه در کار دنيا. آنها را نه صاحب عزم و تدبير ديدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومايگي و جنایت و پستي همت آنها همين بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جاي و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بينوايي و نيازمندي مي کشند و يکديگر را بر اثر گرسنگي و درماندگي مي خورند.از خوردنيها و پوشيدنيها و لذتها و کامروانيهاي اين جهان يکسره بي بهره اند
---------------------------------
پ.ن: اگر ایران از اسلام تازیان تبهکار گرفته شود چیزی از اسلام جنایتکار نمی ماند، اما اگر اسلام جنایتکار از ایران گرفته شود ایران به همه چیز می رسد! این است معنی واقعی رابطه متقابل اسلام تازیان تبهکار و ایران- آگاهی بنیان رهایی است.موریس آریایی 
.................................‎

اعراب و تازیان تبهکار و جنایتکار با ايران و ایرانی چه كردند !!

در سال ۶۳۶ ميلادي اعراب مسلمان وحشی و تازی به ايران وحشیانه حمله و یورش کردند و به زور شمشیر ایدئولوژی من در آوردی و جنایتکارانه خود را به ایرانیان تحمیل کردند, شوربختانه عده‌اي بر اين گمان هستند که ايرانيان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!! به همين دليل بر آن شدم که به بخشي از جنایات آنان در ایران اشاره ‌کنم:موریس آریایی

زرين کوب در کتاب دو قرن سکوت مي نويسد: فاتحان، گريختکان را پي گرفتند؛ کشتار بيشمار و تاراج گيري باندازه اي بود که تنها سيصد هزار زن و دختر ايران به بند کشيده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتري زر و سيم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهاي برده فروشي اسلامي به فروش رسيدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ي بسيار بر جاي نهادند
----
پس از تسلط اعراب
در حمله به سيستان؛ مردم مقاومت بسيار و اعراب مسلمان تازی خشونت بسيار کردند بطوريکه ربيع ابن زياد ( سردار عرب ) براي ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدري بساختند از آن کشتگان ( يعني اجساد کشته شدگان جنگ را روي هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان تکيه گاهها ساختند؛ و ربيع ابن زياد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سيستان هزار هزار ( يک ميليون ) درهم به امير المومنين تازی دهند با هزار غلام بچه و کنيز. ( کتاب تاريخ سيستان صفحه۳۷، ۸۰ - کتاب تاريخ کامل جلد1 صفحه ۳۰۷)


در حمله اعراب به ري مردم شهر پايداري و مقاومت بسيار کردند ؛ بطوريکه مغيره ( سردار عرب ) در اين جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگيدند و پايمردي کردند... و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با ني شماره کردند و غنيمتي که از ري نصيب مسلمانان تازی کرد همانند غنائم مدائن بود .( کتاب تاريخ طبري؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵)

در حمله به شاپور نيز مردم ايران پايداري و مقاومت بسيار کردند بگونه اي که عبيدا ( سردار عرب ) بسختي مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصيت کرد تا به خونخواهي او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهيان عرب نيز چنان کردند و بسياري از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخي؛ صفحه 116 -کتاب تاريخ طبري؛ جلد پنجم صفحه 2011)

در حمله به اليس؛ جنگي سخت بين سپاهيان عرب تازی و ايران در کنار رودي که بسبب همين جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گرديد در گرفت. در برابر مقاومت و پايداري سرسختانه ي ايرانيان؛ خالد ابن وليد نذر کرد که اگر بر ايرانيان پيروز گرديد « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسيان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ مي آوردند و در رود گردن مي زدند » مغيره گويد که « بر رود؛ آسياب ها بود و سه روز پياپي با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هيجده هزار کس يا بيشتر بودند؛ آرد کردند ... کشتگان ( پارسيان ) در اليس هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاريخ طبري؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاريخ ده هزار ساله ايران؛ جلد دوم برگ 123)

در شوشتر؛ مردم وقتي از تهاجم قريب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهاي سه پهلوي آهنين بسيار ساختند و در صحرا پاشيدند. چون قشون اسلام تازی به آن حوالي رسيدند ؛ خارها به دست و پاي ايشان بنشست ؛ و مدتي در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آناني را که از پذيرفتن اسلام تازی خود داري کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶ )

در چالوس رويان؛ عبدالله ابن حازم مامور خليفه ي اسلام تازی به بهانه (دادرسي ) و رسيدگي به شکايات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان هاي متعددي جمع کردند و سپس مردم را يک يک به حضور طلبيدند و مخفيانه گردن زدند بطوريکه در پايان آنروز هيچ کس زنده نماند ... و ديه ي چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور مي بردند. (کتاب تاريخ طبرستان صفحه ۱۸۳ - کتاب تاريخ رويان؛ صفحه ۶۹ )

در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان تازی «همه ي مردم شهر را بجز يک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه 208و 303)

در حمله به نيشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان تازی چون از اهل شهر کينه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوريکه « آنروز از وقت صبح تا شام مي کشتند و غارت مي کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 282 (

در حمله ي اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهيان اسلام تازی به سختي جنگيدند؛ بطوريکه سردار عرب ( سعيد بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پايداري و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعيد ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد « يک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسليم شدند؛ اما سعيد ابن عاص همه ي مردم را بقتل رسانيد؛ بجز يک تن؛ و در توجيه پيمان شکني خود گفت: « من قسم خورده بودم که يک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهيان عرب تازی در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاريخ طبري جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ - کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ )

پس از فتح" استخر" (سالهاي 28-30 هجري) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان تازی مجبور شدند براي بار دوم" استخر" را محاصره کنند.مقاومت و پايداري ايرانيان آنچنان بود که فاتح "استخر" (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگين کرد بطوريکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم " استخر" که خون براند. پس خون همگان مباح گردانيد و چندان کشتند خون نمي رفت تا آب گرم به خون ريختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند "چهل هزار کشته " بودند بيرون از مجهولان.(کتاب فارسنامه ابن بلخي صفحه 135-- کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم صفحه 163)

رامهرمز نيز پس از جنگي سخت به تصرف سپاهيان اسلام تازی در آمد و فاتحان عرب؛ بسياري از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراواني را برده ساختند و مال و متاع هنگفتي بچنگ آوردند.(کتاب الفتوح؛ صفحه 215)

مردم کرمان نيز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو ميليون درهم و دو هزار غلام بچه و کنيز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاريخ يعقوبي صفحه 62 -کتاب تاريخ طبري جلد پنجم صفحه 2116, 2118 - کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم صفحه 178,179)

جنايات اعراب و تازیان تبهکار تنها به اين شهر‌ها ختم نشده است و اينها تنها گوشه‌اي از تاراج ميهنمان به دست تازيان بود و آشکارا مقاومت ايرانيان در برابر آنان را ثابت مي‌کند. اگر شهر خاصي‌ مورد نظر شما بود خوشحال خواهم شد که روايت آنرا شرح دهم

در کتاب عقدالفريد چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخني از خسرو پرويز نقل شده که مي گويد: اعراب را نه در کار دين هيچ خصلت نيکو يافتم و نه در کار دنيا. آنها را نه صاحب عزم و تدبير ديدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومايگي و جنایت و پستي همت آنها همين بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جاي و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بينوايي و نيازمندي مي کشند و يکديگر را بر اثر گرسنگي و درماندگي مي خورند.از خوردنيها و پوشيدنيها و لذتها و کامروانيهاي اين جهان يکسره بي بهره اند
---------------------------------
پ.ن: اگر ایران از اسلام تازیان تبهکار گرفته شود چیزی از اسلام جنایتکار نمی ماند، اما اگر اسلام جنایتکار از ایران گرفته شود ایران به همه چیز می رسد! این است معنی واقعی رابطه متقابل اسلام تازیان تبهکار و ایران- آگاهی بنیان رهایی است.موریس آریایی
...............................

آنچه را که محمد تازی به عنوان دین و آیین به پیروان خود داده است

Photo: ‎آنچه را که محمد تازی  به عنوان دین و آیین به پیروان خود داده است و به جهانیان پیشکش نموده است .اگر نام دین بر آن نمی گذاشتند آدمی چنین می پنداشت که این گفتار مشتی مردم جنگلی است که به شهر نشینها پیشنهاد کرده اند. زیرا دین که نمی تواند چنین خشن و دور از انسانیت باشد. دینی که پر از فرمان کشتن و بریدن دست و پا و ربودن و تصاحب زنان مردم باشد و یا دستور چاپیدن دارایی و هستی مردم را بدهد دین نیست بلکه فرمان نابودی اندیشه و روان و کالبد است. من دینی به این بیدادگری و ستم پیشگی ندیده ام. راست است که این دین از بیابان آمده و بنابر این درخور همان بیابان نشینهاست و جایی در میان مردم متمدن ندارد و نمی تواند داشته باشد!

-- فریدریش نیچه
....................‎

آنچه را که محمد تازی به عنوان دین و آیین به پیروان خود داده است و به جهانیان پیشکش نموده است .اگر نام دین بر آن نمی گذاشتند آدمی چنین می پنداشت که این گفتار مشتی مردم جنگلی است که به شهر نشینها پیشنهاد کرده اند. زیرا دین که نمی تواند چنین خشن و دور از انسانیت باشد. دینی که پر از فرمان کشتن و بریدن دست و پا و ربودن و تصاحب زنان مردم باشد و یا دستور چاپیدن دارایی و هستی مردم را بدهد دین نیست بلکه فرمان نابودی اندیشه و روان و کالبد است. من دینی به این بیدادگری و ستم پیشگی ندیده ام. راست است که این دین از بیابان آمده و بنابر این درخور همان بیابان نشینهاست و جایی در میان مردم متمدن ندارد و نمی تواند داشته باشد!

-- فریدریش نیچه
.................

موزه جانباختگان ۱۱ سپتامبر

Photo: ‎روز ۱۵ می‌‌۲۰۱۴ باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا و همسرش باتفاق شهردار نیویورک موزه جانباختگان ۱۱ سپتامبر را گشودند، شاید جای این ۴ نفر هنگام گشایش این موزه خالی‌ بود! تصمیمات کارتر و کالاهان و همراهی توام با اکراه ژیسکار دستن و هلموت اشمیت در تسریع سقوط  نظام  پادشاهی ایران در ۱۹۷۹، نخستین گام در بیدار کردن تروریسم و بنیاد گرایی ننگین اسلامی و جمهوری جنایتکار اسلامی در خاور میانه بود! این امر را می توان زمینه ساز بی ثبات کردن منطقه خلیج پارس و رشد تروریسم جهانی و اسلام گرایی تبهکار در خاورمیانه و شمال آفریقا نیز دانست. عنقلاب جنایتکار اسلامی در ایران از نخستین جلوه های فرایند خشونت و ترویج تروریسم و بی ثبات کردن جهان بود.
موریس آریایی 
...................‎

روز ۱۵ می‌‌۲۰۱۴ باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا و همسرش باتفاق شهردار نیویورک موزه جانباختگان ۱۱ سپتامبر را گشودند، شاید جای این ۴ نفر هنگام گشایش این موزه خالی‌ بود! تصمیمات کارتر و کالاهان و همراهی توام با اکراه ژیسکار دستن و هلموت اشمیت در تسریع سقوط نظام پادشاهی ایران در ۱۹۷۹، نخستین گام در بیدار کردن تروریسم و بنیاد گرایی ننگین اسلامی و جمهوری جنایتکار اسلامی در خاور میانه بود! این امر را می توان زمینه ساز بی ثبات کردن منطقه خلیج پارس و رشد تروریسم جهانی و اسلام گرایی تبهکار در خاورمیانه و شمال آفریقا نیز دانست. عنقلاب جنایتکار اسلامی در ایران از نخستین جلوه های فرایند خشونت و ترویج تروریسم و بی ثبات کردن جهان بود.
موریس آریایی
...................

ارزش اسکناس های دوران شاه و زمان کنونی

Photo: ‎ارزش اسکناس های دوران شاه و زمان کنونی // این برای یاد آوری بود که یادمان نرود ارزش پول کشورمان چه بود و در دوران سیاه و نکبت بار کنونی و در رژیم  جمهوری جنایتکار اسلامی چی شد!!... موریس آریایی 

ارزش جهانی پول ایران از 300سال پیش تا امروز:
منابع تاریخی نشان مي دهند ارزش برابري پول ملي ايران با پول‌هاي معتبر جهاني در مقاطع تاریخی مختلف به اين شرح بوده است :

در زمان شاه طهماسب صفوي، يعني در سده شانزدهم ميلادي، واحد پول ايران «شاهي» بود و هر ۲۰۰ شاهي برابر با يک «تومان». طبق مندرجات سفرنامه جنکينسون، در آن زمان هر شاهي با يک شيلينگ انگليس برابر بود. هر پوند استرلينگ برابر با ۲۰ شيلينگ است. بنابراين، يک تومان ايران برابر بود با ۱۰ پوند انگليس. يعني، ارزش پول ايران ده برابر پول انگليس بود.

در سده هيجدهم ميلادي، ارزش تومان ايران به‌تدريج کاهش يافت و ارزش پوند انگليس افزايش. در نيمه اوّل سده نوزدهم ميلادي، يعني در دوران سلطنت فتحعلي‌شاه و محمد شاه قاجار، دو پوند استرلينگ برابر با يک تومان ايران شد. در اين زمان يک پوند برابر بود با ۲۵ فرانک فرانسه و ۱۰ روپيه هند. يعني، يک تومان ايران برابر بود با ۵/ ۱۲ فرانک فرانسه. در همين زمان، يک تومان ايران با دو دلار و پنجاه سنت آمريکا برابر بود.

پس از قحطي بزرگ ۱۲۸۸ ق. ارزش پول ايران سير نزولي را آغاز کرد؛ با قتل ناصرالدين‌شاه (۱۸۹۳) اين کاهش ادامه يافت و با انقلاب مشروطه (۱۹۰۵-۱۹۰۷) شدت گرفت. اندکي قبل از قتل ناصرالدين‌شاه، در سال ۱۸۹۱ يک پوند استرلينگ برابر با ۵/ ۳۲ قران بود که، اندکي پس از قتل ناصرالدين‌شاه، در سال ۱۸۹۴ به ۵/ ۴۸ قران رسيد. ده قران برابر با يک تومان بود. يعني در اواخر سلطنت ناصرالدين‌شاه ارزش پوند بريتانيا ۲۵/ ۳ برابر تومان ايران و پس از قتل او، در زمان سلطنت مظفرالدين‌شاه، حدود ۸۵/ ۴ برابر تومان ايران شد. پس از انقلاب مشروطه يک پوند برابر با ۶۰ قران بود يعني ارزش پوند انگليس شش برابر تومان ايران شد. در اواخر سده نوزدهم و اوائل سده بيستم ميلادي، تا جنگ اوّل جهاني، يک پوند انگليس تقريباً برابر با ۵ دلار آمريکا بود. بنابراين، در دوران مظفرالدين‌شاه ارزش دلار آمريکا و تومان ايران تقريباً يکسان بود.
در زمان رضا شاه و ورود ارتش‌هاي متفقين به ايران (۱۳۲۰ ش.) دلار آمريکا يك و نيم تومان ايران بود؛ يعني با ۱۵ ريال مي‌شد يک دلار خريداري کرد. 
در سال ۱۳۳۲، يعني در اواخر دولت مصدق و زمان ۲۸ مرداد، يک دلار آمريکا معادل ۹۰ ريال ايران (۹ تومان) و يک پوند استرلينگ برابر با ۲۳ تومان بود. در دوران سلطنت شاهنشاه آریامهر پهلوي دوم و در دوره اي كه صادرات نفت خام در قله تارخي قرار داشت، يک دلار آمريکا ۷ تومان ايران و يک پوند انگليس تقريبا ده تومان ايران ارزش داشت. در اين زمان ارزش يک روبل شوروي حدود ده تومان ايران يعني تقريبا برابر با پوند استرلينگ بود. يک فرانک فرانسه ۱۶ ريال و يک مارک آلمان غربي ۳۲ ريال ارزش داشت.

امروزه پوند استرلينگ به نرخ رسمي دولتي حدود ۱۹۵۰ برابر تومان ايران و دلار آمريکا حدود ۱۲۲۶ برابر تومان ايران است در حالی که نرخ دلار در بازار آزاد ۱۸۵۰ تومان و قیمت پوند ۳۰۰۰ تومان می باشد . بجز دوره هايي كه ايران شاهد جنگ بوده، سريع ترين سقوط ارزش پول ملي ايران در رژیم جمهوری جنایتکار اسلامی اتفاق افتاده است. بانك مركزي طبق قانون، وظيفه حفظ ارزش پول ملي را به عهده دارد.
..................................................
..................................................‎

ارزش اسکناس های دوران شاه و زمان کنونی // این برای یاد آوری بود که یادمان نرود ارزش پول کشورمان چه بود و در دوران سیاه و نکبت بار کنونی و در رژیم جمهوری جنایتکار اسلامی چی شد!!... موریس آریایی 

ارزش جهانی پول ایران از 300سال پیش تا امروز:
منابع تاریخی نشان مي دهند ارزش برابري پول ملي ايران با پول‌هاي معتبر جهاني در مقاطع تاریخی مختلف به اين شرح بوده است :

در زمان شاه طهماسب صفوي، يعني در سده شانزدهم ميلادي، واحد پول ايران «شاهي» بود و هر ۲۰۰ شاهي برابر با يک «تومان». طبق مندرجات سفرنامه جنکينسون، در آن زمان هر شاهي با يک شيلينگ انگليس برابر بود. هر پوند استرلينگ برابر با ۲۰ شيلينگ است. بنابراين، يک تومان ايران برابر بود با ۱۰ پوند انگليس. يعني، ارزش پول ايران ده برابر پول انگليس بود.

در سده هيجدهم ميلادي، ارزش تومان ايران به‌تدريج کاهش يافت و ارزش پوند انگليس افزايش. در نيمه اوّل سده نوزدهم ميلادي، يعني در دوران سلطنت فتحعلي‌شاه و محمد شاه قاجار، دو پوند استرلينگ برابر با يک تومان ايران شد. در اين زمان يک پوند برابر بود با ۲۵ فرانک فرانسه و ۱۰ روپيه هند. يعني، يک تومان ايران برابر بود با ۵/ ۱۲ فرانک فرانسه. در همين زمان، يک تومان ايران با دو دلار و پنجاه سنت آمريکا برابر بود.

پس از قحطي بزرگ ۱۲۸۸ ق. ارزش پول ايران سير نزولي را آغاز کرد؛ با قتل ناصرالدين‌شاه (۱۸۹۳) اين کاهش ادامه يافت و با انقلاب مشروطه (۱۹۰۵-۱۹۰۷) شدت گرفت. اندکي قبل از قتل ناصرالدين‌شاه، در سال ۱۸۹۱ يک پوند استرلينگ برابر با ۵/ ۳۲ قران بود که، اندکي پس از قتل ناصرالدين‌شاه، در سال ۱۸۹۴ به ۵/ ۴۸ قران رسيد. ده قران برابر با يک تومان بود. يعني در اواخر سلطنت ناصرالدين‌شاه ارزش پوند بريتانيا ۲۵/ ۳ برابر تومان ايران و پس از قتل او، در زمان سلطنت مظفرالدين‌شاه، حدود ۸۵/ ۴ برابر تومان ايران شد. پس از انقلاب مشروطه يک پوند برابر با ۶۰ قران بود يعني ارزش پوند انگليس شش برابر تومان ايران شد. در اواخر سده نوزدهم و اوائل سده بيستم ميلادي، تا جنگ اوّل جهاني، يک پوند انگليس تقريباً برابر با ۵ دلار آمريکا بود. بنابراين، در دوران مظفرالدين‌شاه ارزش دلار آمريکا و تومان ايران تقريباً يکسان بود.
در زمان رضا شاه و ورود ارتش‌هاي متفقين به ايران (۱۳۲۰ ش.) دلار آمريکا يك و نيم تومان ايران بود؛ يعني با ۱۵ ريال مي‌شد يک دلار خريداري کرد.
در سال ۱۳۳۲، يعني در اواخر دولت مصدق و زمان ۲۸ مرداد، يک دلار آمريکا معادل ۹۰ ريال ايران (۹ تومان) و يک پوند استرلينگ برابر با ۲۳ تومان بود. در دوران سلطنت شاهنشاه آریامهر پهلوي دوم و در دوره اي كه صادرات نفت خام در قله تارخي قرار داشت، يک دلار آمريکا ۷ تومان ايران و يک پوند انگليس تقريبا ده تومان ايران ارزش داشت. در اين زمان ارزش يک روبل شوروي حدود ده تومان ايران يعني تقريبا برابر با پوند استرلينگ بود. يک فرانک فرانسه ۱۶ ريال و يک مارک آلمان غربي ۳۲ ريال ارزش داشت.

امروزه پوند استرلينگ به نرخ رسمي دولتي حدود ۱۹۵۰ برابر تومان ايران و دلار آمريکا حدود ۱۲۲۶ برابر تومان ايران است در حالی که نرخ دلار در بازار آزاد ۱۸۵۰ تومان و قیمت پوند ۳۰۰۰ تومان می باشد . بجز دوره هايي كه ايران شاهد جنگ بوده، سريع ترين سقوط ارزش پول ملي ايران در رژیم جمهوری جنایتکار اسلامی اتفاق افتاده است. بانك مركزي طبق قانون، وظيفه حفظ ارزش پول ملي را به عهده دارد.
..................................................

اسلام تازیان تبهکار نه تنها جنایتکار است، جنایت ساز هم است

Photo: ‎ریشۀ همۀ ادیان دروغین و من درآودری، همان آیین­های موهوم خرافه ­پرستی و موهوم­ پرستی، جنایت سازی و جادوگری است. از آن بر حذر باشید. ملتی که تاریخ خود را گم کند بیگانه پرست می شود! اسلام تازیان تبهکار نه تنها جنایتکار است، جنایت ساز هم است. و کسانی که از آن حمایت میکنند نیز جنایتکار هستند، زیرا کسی که از جنایتکار حمایت کند خود نیز یک جنایتکار است. کار اصلی ادیان پرورش نادانی و گسترش حماقت است. خری که کتابهای مقدس را حمل می کند باز هم خر است. همه آنهایی که این کتابهای نامقدس را در ذهنشان حمل می کنند هم خر هستند . ابزار دین خواب غفلت مردم و جهالت و نادانی است. باور های غلط آدمها را برده افکار دیگران میکنند. دین خرافات، نادانی و موهومات است. از آن دوری کنید. ادیان همه خرافات و من درآوردی هستند. آن چه خدایست که نتوانست یک دین درست کند. هنگامی که عقل انسان فعال باشد و به کار گرفته شود دیگر نمیتواند هر حماقت و نادانی و خرافاتی را باور کند...موریس آریایی 
آگاهی بنیان رهایی است.
...................................‎

ریشۀ همۀ ادیان دروغین و من درآودری، همان آیین­های موهوم خرافه ­پرستی و موهوم­ پرستی، جنایت سازی و جادوگری است. از آن بر حذر باشید. ملتی که تاریخ خود را گم کند بیگانه پرست می شود! اسلام تازیان تبهکار نه تنها جنایتکار است، جنایت ساز هم است. و کسانی که از آن حمایت میکنند نیز جنایتکار هستند، زیرا کسی که از جنایتکار حمایت کند خود نیز یک جنایتکار است. کار اصلی ادیان پرورش نادانی و گسترش حماقت است. خری که کتابهای مقدس را حمل می کند باز هم خر است. همه آنهایی که این کتابهای نامقدس را در ذهنشان حمل می کنند هم خر هستند . ابزار دین خواب غفلت مردم و جهالت و نادانی است. باور های غلط آدمها را برده افکار دیگران میکنند. دین خرافات، نادانی و موهومات است. از آن دوری کنید. ادیان همه خرافات و من درآوردی هستند. آن چه خدایست که نتوانست یک دین درست کند. هنگامی که عقل انسان فعال باشد و به کار گرفته شود دیگر نمیتواند هر حماقت و نادانی و خرافاتی را باور کند...موریس آریایی
آگاهی بنیان رهایی است.
...................................