Friday, November 27, 2015

رییس جمهور تاجیکستان هم فهمید


رییس جمهور تاجیکستان هم فهمید
◀اسلام تازیان تبهکار مکتب نابودی و ویرانی و تباهی است و برای ساختن نیامده. آمده است تا هرآنچه بشر ساخته، غارت و تخریب و نابود کند. ...اسلام تازیان برای ایرانیان جز قتل, کشتار ,غارت, سنگسار, تجاوز به زنان و مردان کاری نکرده، اسلام تازیان تبهکار یک دین فاسد، جنایتکار و من در آوردی است که از اینجا و آنجا گرد آوری شده است، و کپی برداری از یهودیت است. اسلام تازیان ایرانی نیست و همین گندی است که در ایران اشغالی است. جمهوری جنایتکار اسلامی نیز برایایرانیان جز اعتیاد, قتل, کشتار ,غارت, سنگسار, تجاوز به زنان و مردان و اعدام کاری نکرده است... دین یعنی عقب ماندگی و خرافات و اگر این خرافات برای اعمال قدرت بر گروهی در یک جامعه به کار برده شود این موضوع بسیار خطرناک تر میشود مانند همین وضعیت جنایت ، دکان بازار و فریبکاری دین در ایران...همه راهها چه کمی و چه کیفی باید به کار گرفته شود،تا ماهیت اصلی اسلام تبهکار تازیان به افراد ناآگاه هم نشان داده شود...هر آخوند جنایتکار، بنا بر تعریف دشمن ایران و تمدن ایرانی ست؛ با انداختن عبا بر دوش و گذاشتن عمامه بر سر، آخوند سوگند یاد می کند که ویران کننده ی سنت زرتشت و کوروش و برپا دارنده ی آئین مرگ آور و ایران ستیزانه ی اسلام است؛ آخوند، ستون پنجم حجاز در تیسفون و پارسه است؛ مرگ هر آخوند در ایران، مرگ یک گماشته اهریمن است...فاشیسم یک ایدیولوژی نیست بلکه یک جرم جنایی است. درست مانند اسلام و افسانه الله بت سنگی تازیان ساخته و پرداخته عربی دروغگو و راهزن و جنایتکار بنام محمد تازی پدوفیل تبهکار, هیچ ایرانی مسلمان نیست و هیچ مسلمانی هم ایرانی نیست.. ايدئولوژي اسلامي سيستم كاست، طبقه گرايي، زن ستیزی، نژاد گرايي و قوم گرايي را پذيرفته است که به هزاران دليل موجه، محکوم و ناموجه است، در همین جمهوری جنایتکار اسلامی نیز انسان ایرانی به چندین درجه نژاد پرستانه طبقه بندی شده است. نژاد پرستی اسلامی یکی از جنایت کارترین و ضد بشری ترین در جهان است. هر کسی خودش باید تحقیق و کنجکاوی و ذکاوت داشته باشد و دوست و دشمن را بشناسد. من اگر بخواهم همه چیز را توضیح بدهم باید یک کتاب بنویسم و در این فضای کوچک امکان طرح و بیان آن نیست... عقلانیت و منطق به ما میگوید که هر چیز را باید و میشود نقد کرد، هیچ چیز مقدس نیست، از آسمان بجز باران و برف و گاهی هم سنگهای آسمانی چیز دیگری به روی زمین فرد نیامده است و نخواهد آمد... در جهان بیش از سه هزار خدایان دروغین وجود دارد که اله راهزن بت سنگی تازیان جنایتکار نیز یکی از آنها است.خدا ابزاری در دست جنایتکاران، راهزنان و دزدان جهت تحمیق و جنایات بر مردم بی خرد است... من تنها به چیزی باورمند هستم و باور دارم که میبینم و قابل لمس است، خدا و مذهب دروغین و پوشالی زاییده ذهن بیمارگونه انسانهایی بی خرد است که از فرط ترس و جهل و نادانی به موجودی خیالی و دروغین پناه میبرند... هوشیار و بیدار باشیم...آگاهی بنیان رهایی است. موریس آریایی... نشانی برگ ما در تلگرام با مطالب متنوع :◀به برگ روشنگری ما در تلگرام بیوندید. و در معرفی آن به دوستان خود نیز کوشا باشید. آنکه ناموخت از گذشت روزگار … هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار...
https://telegram.me/DemocracyForIran
...
...

آواز دهل شنیدن از دور خوش است



آواز دهل شنیدن از دور خوش است
◀سیاها به سیاهان خوراک میدهند. اوباما پس از کارتر بدترین رییس جمهور امریکا بود. یکی از بدترین کارهای اوباما بیرون کشیدن سربازان آمریکایی از عراق بود, که تروریسم را در جهان بیشتر گسترش داد و نتیجه آنرا در اروپا هم می بینیم. یا وارد نمیشدید یا اینکه از آنجا خارج نمیشدید! در امریکا بیش از 20 میلیون بیکار و homeless یا بی خانمان و گرسنه وجود دارد. امریکا سیستم درمانی و بیمه های خوبی نیز ندارد. سیاست خارجی اوباما تاکنون افتضاح بوده است. در سال ۸۸ نیز اوباما با ایرانیها نبود. امریکا یکی از مذهبی ترین کشور های جهان است به همین خاطر هم پشتیبان نیروهای جنایتکار مذهبی در جهان بوده و است. آگاهی بنیان رهایی است. موریس آریایی... نشانی برگ ما در تلگرام با مطالب متنوع :◀به برگ روشنگری ما در تلگرام بیوندید. و در معرفی آن به دوستان خود نیز کوشا باشید. آنکه ناموخت از گذشت روزگار … هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار...https://telegram.me/DemocracyForIran
...
...

سخن دیگری از ارنست رنان



سخن دیگری از ارنست رنان : 
اگر از تمدن تازی تاثیر فرهنگ و تمدن ایرانی را بگیرند عرب میماند و شترش !!!
هیچ ملتی در جهان بر ضد خود اینگونه نیست که ایرانی‌ است!!
◀اگر انسان ایرانی این واقعیت را درک کند, که اسلام جنایتکار تازیان ایرانی نیست و نه تنها جنایتکار است بلکه جنایت ساز نیز است؛ شاید بتواند بدون این دین پوشالی و جنایتکار آینده بهتری داشته باشد. ارنست رنان فیلسوف فرانسوی در ارزیابی فرهنگ شرق می نویسد: اگر یک فرهنگ واقعی می باید بر دو پایه علم و فلسفه بنیاد نهاده شده باشد، نمی توان اصولا از فرهنگی بنام "فرهنگ به اصطلاح اسلامی" سخن گفت، زیرا پایه گزاران واقعی این دو در جهان ایرانیان و یونانیان بودند تازیان و اعراب خود درین باره هیچ سهمی نداشتند و بی فرهنگ بودند. ارنست رنان باورمند است که نژاد سامی گرفتار دگماتیسم ذهنی بوده و مستعد تمدن نیست. او نژاد سامی و قوم عرب را یک نژاد "ناقص" می‌دانست. ابن خلدون در باره آن نوشت: از امور غریب این است که حاملان علم در جهان به اصطلاح اسلام غالبا "عجم" بودند و اگر هم عالمی یافت می شد که در نسب عرب بود، در مکتب عجمان ( عجمان= ایرانیان یا پارسیان را گویند نامی که اعراب به نیکان ما دادند چون زبان آنها را نمیدانستند به چم گنگ و لال است! موریس آریایی ) پرورش یافته بود، زیرا قوم عرب، نه از امر تعلیم و تالیف اطلاعی داشت، و نه اصولا خواهان آن بود. بخلاف پارسیان، که بر اثر رسوخ دیرینه تمدن در میان خود برای اینکار صلاحیت دیرینه داشتند و با فرهنگ بودند، و هیچ قومی چون آنها به حفظ و تدوین خرد و فرهنگ در جهان قیام نکرد...!! سخن در اینجاست که چرا انسان ایرانی باید فرهنگ منحوس تازی را تحمل کند، با وجودی که خود ادعای داشتن فرهنگ غنی پارسی نیز میکند. مشکل خود ایرانی نیز است که اجازه میدهد اینگونه به زوال و فساد کشیده شود، آخر چگونه میتوان دشمنان و جنایتکاران خود را دوست داشت! خرد و روشنگری, مکانسیم های رویکردی انسان ها از خرافات و جهالت است، خرافات ابعاد وسیعی دارد، سرلوحه آموزه های ادیان بویژه اسلام تازیان افسار گسیخته خرافات و استحمار (خر شمردن و خر کردن) و تحمیق مردم و ترویج آن است. باشد که همه از خود بیاغازند و جهت رشد فکری جامعه در آگاهی رسانی و روشنگری و ارتقا دانش جمعی نیز کوشا باشیم. آگاهی بنیان رهایی است. موریس آریایی... ◀ کانال تلگرام ما راه اندازی شد. نشانی برگ ما در تلگرام با مطالب متنوع :◀به برگ روشنگری ما در تلگرام بیوندید. و در معرفی آن به دوستان خود نیز کوشا باشید. آنکه ناموخت از گذشت روزگار … هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار...
https://telegram.me/DemocracyForIran
...
...

Wednesday, November 18, 2015

ایران در روزهای شادی و امنیت و آزادی در دوران طلایی پادشاهی!!



ایران در روزهای شادی و امنیت و آزادی در دوران طلایی پادشاهی!!
◀ایران در دهه پنجاه خیابان پهلوی, اگر خوب توجه کنید آنتن فرستنده تلویزیون در این فرتور دیده می شود- یک اتو مبیل پیکان در سمت راست تاج در وسط میدان است که جایزه بلیط بخت آزمائی است. تاج به مناسبت جشن تاج گذاری بر پا شده است. با آنکه پیکان ساخته شده بوده است! اما در خیابان هنوز فولکس واگن ماشین اصلی است. درخت ها ی چنار دو طرف بسیار شاداب تر از امروز هستند. با ديدن رنگ ها و شور و شوق فرتور انسان احساس خوشبختی می کند. زندگی امروزمان چقدر خاکستری است!! یاد باد آن روزگاران یاد باد.. آگاهی بنیان رهایی است. موریس آریایی...☝
به برگ روشنگری در تلگرام بیوندید. و در معرفی آن به دوستان خود نیز کوشا باشید. https://telegram.me/islamisevil
...
...

اندر حکایت فیسبوک



اندر حکایت فیسبوک!!
◀دیواری که افراد هر چه دل تنگشان میخواهد به روی آن روانه میکنند، تنها دیواری که حرف زدن با آن هیچ ایرادی ندارد!! در فیسبوک افراد بازی میکنند، بازی با خود، بازی با دیگران، بازی با بازی، در یک سخن شهر بازی است، تا آنجا که ناظر و شاهد بوده ام افراد به چیزهای بی ارزش زیاد لایک میزنند، اما به سادگی از کنار مطالب با ارزش به آینده خود و کشورشان میگذرند. به ظاهر دوستان نیز از روی حسادت و یا حقارت و یا کم سوادی و بیسوادی به دیوار هم کمتر میروند و یا با چادر میروند، طرفه اینکه افراد در همه جا و به همه چیز مبتذل و بی ارزش لایک میزنند به جز به مطالب با ارزش در دیوار و یا صفحه دوستان صمیمی خود!! بعضی ها هم که حالشان زیادتر خوش است میخواهند در آن انقلاب راه بیاندازند، غافل از اینکه انقلابات در خیابانها و شهر های کشورها اتفاق می افتاد و نه در جهان مجازی که در عین حال خیالی نیز است. این دیوار از آنجا که گنگ و بی زبان هم هست، اشخاص را به جان هم نیز میاندازد. گاهی افراد از دیوار یکدیگر بالا میروند و آنها را بجان هم می اندازد و به یکباره در آن دوستان قدیم را با هم دشمن و دشمنان دیرین را با هم دوست و دوستان امروز را هم دشمنان فردا میکند!! در فیسبوک افراد عاشق نیز میشوند، و یا بهتر بگویم بیشتر عاشق عکس ها میشوند تا اندیشه و تفکرات کسی و بعد یکباره میبینید که سر و کله عشاق قدیمی تمام شده نیز در آن جا پیدا میشود و بیچاره معشوق که نمیداند در این میان چه باید بکند همه چیز را رها کند یا با رقیب قدیمی بجنگد و یا حتا با او کنار آید!!...همیشه بر این باور استوار بوده و هستم که انسانهای ایرانی تا هنگامی که دو نفر هستند به گونه یی با هم کنار میایند، اما اگر این دوستیها به سه نفر و یا بیشتر کشیده شد جنگ و بحران نیز آغاز میگردد. دوستی ها نیز مانند پست ها بر روی دیوارها ثابت نیستند!! روزگار عجیبی شده است، همه چیز تغییر کرده است، مردم هم تغییر کرده اند. مردم گرگ یکدیگر شده اند. دل شکستن ها هم آسان تر شده است. از آنجا که ایجاد ارتباط در فضای مجازی آسان نیست گاهی سؤتفاهماتی هم به وجود میآید. به همین جهت افراد اغلب معانی را در سطح می بینند و نه در عمق. ایراد بیشمار است از مشکلات فرهنگی گرفته تا سیاسی و ایرادات اجتمایی نیز که جای خود دارند. در عرصه سیاست نیز تا هنگامیکه اتحادی در این زمینه حاصل نگردد هیچ چیز درست نخواهد شد و در همیشه بر همین پاشنه خوا هد چرخید. غافل از اینکه ما همه یک دشمن مشترک داریم که در جهان بدترین میباشد. بازار حماقت و خایه مالی و شله زرد پزی هم که در میان افراد ابله و نادان گرم است...!! خشت اول چون نهاد معمار کج/ تا ثریا میرود دیوار کج... فرهنگ فحاشی نیز در این 33 ساله حکومت تبهکار اسلامی در ایران باب شده است و شوربختانه فرزانگان ما نیز به جای طرد آن به دام این ادبیات زشت افتاده اند ... به نظر میرسد که جامعه ایرانی مشکل زیاد دارد و همچنان در تضادهای خود دست و پا میزند، بخشی هنوز از جامعه سنتی عبور نکرده است و هر آنچه را که سیستم انیرانی و فاسد مذهبی حاکم موفق به ویران کردن آن ها نشد، خود در اینجا و آنجا ویران میکنند!! .اگر بخواهی ملتی را به بردگی بکشی، فرهنگ او یعنی هویت او را در هم بشکن ,همان کاری که تازیان افسار گسیخته با ایرانیان کردند.و اما تا هنگامیکه بعضی از ایرانیها نیز به روش های مختلف با هم اینگونه رفتار میکنند و از خرافات و تازی پرستی و این بی فرهنگی ها دست نکشند, هیچ چیزی تغیر نخواهد کرد و در همیشه بر همین پاشنه خواهد چر خید!! به گونه ای از ایرانی است که بر ایرانی است!!... این مطلب یک برداشت کلی است بر اساس دیده ها و شنیدارها ی شخصی، امید که باعث رنجش کسی نشود. به پایان آمد این دفتر ،حکایت همچنان باقی است .. دانش و خرد و اندیشه و شجاعت چراغی است که انسان را از بیسوادی و منجلاب دین ها ی ساختگی و فناتیزم و کجرویها میرهاند!!. آگاهی بنیان رهایی است. موریس آریایی...☝

◀به برگ روشنگری در تلگرام بیوندید. و در معرفی آن به دوستان خود نیز کوشا باشید. https://telegram.me/islamisevil
...

دین جهالت، نادانی و استثمار و خرافات و بردگی است




◀دعا و معجزه، فالگیری و طالع بینی خرافات و درماندگی و توهین به شعور انسانها است، هنگامیکه دانش و شناخت از پاسخ به پدیده یا مشکلی باز میماند، و اگر چیزی را نتوان با خرد و دانش پزشکی انجام داد، با موهومات و خرافات نیز به هیچ وجه امکان پذیر نخواهد بود!! فریب دکان داران ابله و بیسواد را نخورید دانش و خرد و اندیشه و شجاعت چراغی است که انسان را از بیسوادی و منجلاب دینها ی ساختگی و فناتیزم و کجرویها میرهاند!! آگاهی بنیان رهایی است موریس آریایی...☝
◀به برگ روشنگری در تلگرام بیوندید. و در معرفی آن به دوستان خود نیز کوشا باشید. https://telegram.me/islamisevil
...
◀دین جهالت، نادانی و استثمار و خرافات و بردگی است از آن بر حذر باشید. هنگامی که عقل انسان فعال باشد و به کار گرفته شود دیگر نمیتواند هر حماقت و نادانی و خرافاتی را باور کند...!! موریس آریایی
آگاهی بنیان رهایی است. موریس آریایی...☝
◀به برگ روشنگری در تلگرام بیوندید. و در معرفی آن به دوستان خود نیز کوشا باشید. https://telegram.me/islamisevil
...
...

گزارش یک دختر دانشجو از قتلگاه باتاکلان در پاریس



گزارش یک دختر دانشجو از قتلگاه باتاکلان در پاریس: ۲۲ میلیون لایک در فیسبوک
ایزابل بادری یک دختر دانشجوی ۲۲ ساله، یکی از ۱۵۰۰ نفری است که در شب حمله تروریستی ۱۳ نوامبر در سالن کنسرت باتاکلان در پاریس حضور داشت. او مشاهداتش از شب حمله به سالن کنسرت باتاکلان را در فیسبوک نوشته است. در این مدت کوتاه بیش از ۲۲ میلیون نفر از سراسر جهان نوشته او را «لایک» کرده‌اند.
می‌رقصیدیم و می‌خندیدیم
ایزابل بادری نوشته‌اش را با این جملات شروع می‌کند:
«تو هرگز باورت نمی‌شود که ممکن است چنین حادثه‌ای برای تو هم اتفاق بیفتد. جمعه‌شبی بود در یک کنسرت راک. فضا شاد بود و ما می‌رقصیدیم و می‌خندیدیم.»
. شامگاه ۱۳ نوامبر تروریست‌های داعش زندگی اجتماعی و چندفرهنگی پاریسی‌ها را که در محلات دهم و یازدهم این شهر متمرکز است هدف عملیات تروریستی و انتحاری قرار دادند. مرکز این حملات سالن کنسرت باتاکلان در محله یازدهم پاریس بود. بیش از یکصد نفر از علاقمندان به موسیقی راک در این حمله تروریستی به قتل رسیدند. بیش از ۳۵۰ نفر هم مجروح شده‌اند. نوشته ایرابل بادری که در آفریقای جنوبی تحصیل می‌کند و در شب ترور در سالن باتاکلان حضور داشته، یکی از اندک نوشته‌های مستند از قتلگاه باتاکلان است.
ایزابل می‌نویسد:
«وقتی که مردان از در اصلی وارد سالن شدند و به روی جمعیت آتش گشودند، ما با ساده‌لوحی خیال کردیم این هم بخشی از نمایش است. این یک عملیات تروریستی نبود. یک قتل عام بودم. ده‌ها نفر مقابل چشمان من با گلوله به قتل رسیدند. کف سالن جوی خون به راه افتاده بود. مردان جوان جنازه دوست دخترانشان را در آغوش گرفته بودند و فریاد می‌زدند و صدای فریاد آن‌ها در سالن طنین انداخته بود. آینده این انسان‌ها تباه شده بود و قلب بستگانشان شکسته بود. در یک لحظه من که تنها بودم و بهتم برده بود، خودم را برای ساعتی به مردن زدم (...) نفسم را در سینه حبس کرده بودم و سعی می‌کردم از جایم تکان نخورم و گریه نکنم و به مردان مسلح که دوست داشتند ترس و وحشت را در چهره ما ببیند، نشان ندهم که ترسیده‌ام.»
همه آن شهروندان قهرمان
ایزابل در این نوشته مستند وحشیگری تروریست‌های مسلح را وصف می‌کند و می‌نویسد که تمام مدت آرزو می‌کرده است که این وقایع کابوسی بیش نباشد. او نمی‌نویسد که چگونه موفق شده سالن کنسرت را ترک کند. اما در گزارشی که او از این واقعه ارائه می‌دهد، از انسان‌هایی که به یاری او شتافته‌اند، قدردانی می‌‌کند.
ایزابل می‌نویسد:
«به عنوان کسی که جان سالم به در برده از این شب وحشتناک، مایلم به قهرمانان آن شب هم اشاره کنم: مردی که به من احساس امنیت بخشید و با خطر انداختن جانش از سر من در برابر گلوله‌ها محافظت کرد. من از ترس می‌لرزیدم و در همان حال زن و شوهری با کلمات مهربان و دلگرم‌کننده‌شان به یادم آوردند که در جهان هنوز نیکی معنی دارد. پلیس‌هایی که جان صدها نفر را نجات دادند و انسان‌های غریبه‌ای که در خیابان به داد من رسیدند و مرا تسلی دادند، در خانه‌شان را به رویم باز کردند و دوستی که شبانه برای من لباس تهیه کرد تا مجبور نباشم با آن لباس‌های خون‌آلود به خانه برگردم.»
در سطرهای پایانی این نوشته، ایزابل خاطره قربانیان این عملیات تروریستی را گرامی می‌دارد و به بازماندگان آن‌ها تسلیت می‌گوید. می‌نویسد:
«در آن لحظات چهره همه کسانی را که دوستشان می‌دارم پیش چشم مجسم کردم و نجواکنان، مدام به آن‌ها می‌گفتم دوستتان دارم.»
او سپس می‌نویسد:
«زندگی بسیاری از انسان‌ها برای همیشه دگرگون شده و حالا وقتش رسیده که ما زندگی بهتری در پیش بگیریم»
من وقتی این سطرها را خواندم داستانی از بوریس ویان، نویسنده و شاعر فرانسوی و از دوستان ژان پل سارتر را به یاد آوردم. در این داستان پای سربازی روی مین می‌رود و او در آن لحظه هیچ چاره‌ای ندارد، جز آنکه قلم و کاغذی از جیبش درآورد و روی آن بنویسد که پایش روی مین رفته است، با این امید که زمانی صدای او را کسی بشنود.
کسانی که در پی مسدود کردن شبکه‌های اجتماعی و هدایت این شبکه‌ها در جهت دلخواه خود هستند، آرزویی جز این ندارند که صدای قربانیان شنیده نشود. آن‌ها جهانی را می‌پسندند که فقط صدای حاکمان و جنگ‌افروزان در آن طنین بیندازد.
ایزابل بادری آرزو می‌کند که او بتواند به جای همه قربانیان زندگی کند و آرزوی آن‌ها را تحقق بدهد. نوشته او در این مدت کوتاه ۴۰۰ هزار بار دست به دست شده و به اشتراک گذاشته شده است.
ویدیوی یکی از شهروندان پاریسی از صحنه گریز از سالن باتاکلانhttps://youtu.be/4vQAfIhXyCc
◀به برگ روشنگری در تلگرام بیوندید. و در معرفی آن به دوستان خود نیز کوشا باشید.
https://telegram.me/islamisevil
...