Thursday, December 11, 2014

دین خرافات, عقب ماندگی و توهم است

Photo: ‎دین خرافات, عقب ماندگی و توهم است, دانش و خرد را جایگزین توهمات دینی کنید. موریس آریایی
................................‎
دین خرافات, عقب ماندگی و توهم است, دانش و خرد را جایگزین توهمات دینی کنید. موریس آریایی
................................
 

چند فتوا ی تازیان و آخوندهای فاسد برای خانوم ها

Photo: ‎چند فتوا ی تازیان و آخوندهای  فاسد  برای خانوم ها: ١- موز، خیار، کدو و هویج ممنوع ! ٢- پوست آرنج آقایون تحریک کننده است! ٣- صورت زنان مثل واژن می‌ماند!!

١- به گزارش فاکس نیوز، یک آخوند تازی ساکن اروپا به زنان مسلمان تازی  اخطار کرده که به موز و خیار نزدیک نشوند تا مبادا افکار «جنسی» به سرشان بزند! بنا بر همین گزارش و به نقل از یک ناشر اسلامی تازیان که سایت Bikya Masr آنرا نقل کرده، زنانی که هوس خوردن موز و خیار به سرشان می‌زند، باید بعد از قطعه قطه و ریز شدن توسط یک مرد آشنا (ترجیحا پدر یا همسر) آنرا میل کنند. کدو و هویج هم در فهرست میوه‌های ممنوعه این شیخ تازی وجود دارد، انتشار این خبر در میان گروه‌های لیبرال تازیان باعث شرمساری و ناراحتی و البته بسیاری با این مساله به شوخی و خنده برخورد کرده‌اند. بنا بر همین گزارش، این روحانی که تنها از او به عنوان «شیخ» یاد شده، این حرف‌ها را در پاسخ به این سوال که چگونه باید زن‌ها را «کنترل» کرد وقتی برای خرید به سبزی فروشی و بقالی می‌روند و آیا اگر این قلام را در دست بگیرند، بد است یا نه، گفته است که این دیگر مساله‌ای است میان ایشان و اله  خودشان !! 
یک روزنامه‌نگار زن لبنانی-دانمارکی در توییتر پرسیده است: «اگر زنان مسلمانان تازی باید از موز و خیار دوری کنند، پس مردان هم باید از “طالبی” فاصله بگیرند!»

٢- یک شیخ سلفی دیگر  گفته است که حجاب زنانه برای پوشاندن چهره زنان است، چون صورت زن مثل «واژن» می‌ماند! پس از مقایسه پوست آرنج مردان با پوست بیضه از سوی یک روحانی فاسد ایرانی که معتقد بود به همین دلیل باید پوشانده شود تا زنان تحریک نشوند، مقایسه چهره زنان با اندام جنسی‌شان و اعتقاد به پوشاندن به خاطر تحریک مردان، توسط این شیخ مصری، احتمالن باید منتظر مقایسه‌های دیگری باشیم. به گزارش سایت «ایلاف» شیخ أبو اسحاق الحويني که یک روحانی تازی سلفی است گفته که حجاب زنانه برای پوشاندن چهره زنان است، چون صورت زن مثل واژن است! این خبر سایت لبنان امروز نقل کرده است. سخنان این شیخ در واکنش به بحثی در مورد رفتار هدى شعراوي، فمینیست مصری بود که در دهه بیست، حجابش را در ملا عام و در یک ایستگاه قطار از سر درآورده بود. این شیخ معتقد است که چهره زنان برای مردان جذاب است و به همین دلیل آن‌را با اندام جنسی‌شان مقایسه کرده است. پس از مقایسه پوست آرنج مردان با پوست بیضه از سوی یک آخوند  شیعه انگلیسی که معتقد بود به همین دلیل باید پوشانده شود تا زنان تحریک نشوند، مقایسه چهره زنان با اندام جنسی‌شان و اعتقاد به پوشاندن به خاطر تحریک مردان،  توسط این شیخ مصری، باید منتظر مقایسه‌های دیگری باشیم!!

٣- پوست آرنج و بیضه اسلام”نماینده ولی فقیه فاسد رژیم جمهوری جنایتکار اسلامی  در دانشگاه آزاد یزد: پوست آرنج شبیه پوست بیضه است!” نماینده ی ولی فقیه تبهکار  گفته است که دلیل ممنوعیت پوشیدن پیراهن آستین کوتاه در حکومت آخوندای  فاسد و تبهکار  این است که پوست آرنج شبیه به پوستِ –با عرض معذرت- بیضه  یا تخم است. نمُردیم و یکی از شگفتی های مذهب آقایان را دیدیم.  این شباهت خیره کننده است. البته روی مان به دیوار و گلاب به روی شما پیش تر ها به این موضوع دقت نکرده بودیم یا راست اش را بگوییم به این شباهت شگفت انگیز اصلا توجه نکرده بودیم و اما ریزبینی آقایانِ آخوندهای جنایتکار  باعث شده است که ما هم بسیار دقیق به همه چیز –و واقعا همه چیز- نگاه کنیم. اگر دقتی که روی این مسائل می کنیم روی مسائل علمی کرده بودیم به جرات میتوان گفت که شاتل فضایی هم هوا می کردیم  اما افسوس که چون انسانیم و هنگامی  یک جای مان قوی می شود یک جای دیگرمان ضعیف می شود نمی توانیم هم به شکل پوست بیضه فکر کنیم هم شاتل هوا کنیم. خلاصه شما نگاه کنید به خارجی ها، به رغم لخت و پتی بودن شان چون حواس شان به مشابهت پوست آرنج و بیضه نیست پس به جاهای مختلف همدیگر زُل نمی زنند و اگر هم زُل بزنند مانند اینها  به دقت زُل نمی زنند و مو را از ماست و تخم را از میوه بیرون نمی کشند. و هر روز نیز بیشتر پیشرفت میکنند, پس اینها  حواس شان به شاتل و این چیزها می رود و آنها  حواس شان به آن‌جا های آدم ها !!
  نتیجه اینکه  اسلام جنایتکار تازیان فقط به پایین تنه کار دارد   و این چرندیات تنها از مغز پوک و پوسیده یک مشت جانوران اسلامی فاسد و تبهکار تراوش میشود !!
آگاهی بنیان رهایی است.
برگ اسلام جنایتکار است.
.............................................‎

چند فتوا ی تازیان و آخوندهای فاسد برای خانوم ها: ١- موز، خیار، کدو و هویج ممنوع ! ٢- پوست آرنج آقایون تحریک کننده است! ٣- صورت زنان مثل واژن می‌ماند!!

١- به گزارش فاکس نیوز، یک آخوند تازی ساکن اروپا به زنان مسلمان تازی اخطار کرده که به موز و خیار نزدیک نشوند تا مبادا افکار «جنسی» به سرشان بزند! بنا بر همین گزارش و به نقل از یک ناشر اسلامی تازیان که سایت Bikya Masr آنرا نقل کرده، زنانی که هوس خوردن موز و خیار به سرشان می‌زند، باید بعد از قطعه قطه و ریز شدن توسط یک مرد آشنا (ترجیحا پدر یا همسر) آنرا میل کنند. کدو و هویج هم در فهرست میوه‌های ممنوعه این شیخ تازی وجود دارد، انتشار این خبر در میان گروه‌های لیبرال تازیان باعث شرمساری و ناراحتی و البته بسیاری با این مساله به شوخی و خنده برخورد کرده‌اند. بنا بر همین گزارش، این روحانی که تنها از او به عنوان «شیخ» یاد شده، این حرف‌ها را در پاسخ به این سوال که چگونه باید زن‌ها را «کنترل» کرد وقتی برای خرید به سبزی فروشی و بقالی می‌روند و آیا اگر این قلام را در دست بگیرند، بد است یا نه، گفته است که این دیگر مساله‌ای است میان ایشان و اله خودشان !!
یک روزنامه‌نگار زن لبنانی-دانمارکی در توییتر پرسیده است: «اگر زنان مسلمانان تازی باید از موز و خیار دوری کنند، پس مردان هم باید از “طالبی” فاصله بگیرند!»

٢- یک شیخ سلفی دیگر گفته است که حجاب زنانه برای پوشاندن چهره زنان است، چون صورت زن مثل «واژن» می‌ماند! پس از مقایسه پوست آرنج مردان با پوست بیضه از سوی یک روحانی فاسد ایرانی که معتقد بود به همین دلیل باید پوشانده شود تا زنان تحریک نشوند، مقایسه چهره زنان با اندام جنسی‌شان و اعتقاد به پوشاندن به خاطر تحریک مردان، توسط این شیخ مصری، احتمالن باید منتظر مقایسه‌های دیگری باشیم. به گزارش سایت «ایلاف» شیخ أبو اسحاق الحويني که یک روحانی تازی سلفی است گفته که حجاب زنانه برای پوشاندن چهره زنان است، چون صورت زن مثل واژن است! این خبر سایت لبنان امروز نقل کرده است. سخنان این شیخ در واکنش به بحثی در مورد رفتار هدى شعراوي، فمینیست مصری بود که در دهه بیست، حجابش را در ملا عام و در یک ایستگاه قطار از سر درآورده بود. این شیخ معتقد است که چهره زنان برای مردان جذاب است و به همین دلیل آن‌را با اندام جنسی‌شان مقایسه کرده است. پس از مقایسه پوست آرنج مردان با پوست بیضه از سوی یک آخوند شیعه انگلیسی که معتقد بود به همین دلیل باید پوشانده شود تا زنان تحریک نشوند، مقایسه چهره زنان با اندام جنسی‌شان و اعتقاد به پوشاندن به خاطر تحریک مردان، توسط این شیخ مصری، باید منتظر مقایسه‌های دیگری باشیم!!

٣- پوست آرنج و بیضه اسلام”نماینده ولی فقیه فاسد رژیم جمهوری جنایتکار اسلامی در دانشگاه آزاد یزد: پوست آرنج شبیه پوست بیضه است!” نماینده ی ولی فقیه تبهکار گفته است که دلیل ممنوعیت پوشیدن پیراهن آستین کوتاه در حکومت آخوندای فاسد و تبهکار این است که پوست آرنج شبیه به پوستِ –با عرض معذرت- بیضه یا تخم است. نمُردیم و یکی از شگفتی های مذهب آقایان را دیدیم. این شباهت خیره کننده است. البته روی مان به دیوار و گلاب به روی شما پیش تر ها به این موضوع دقت نکرده بودیم یا راست اش را بگوییم به این شباهت شگفت انگیز اصلا توجه نکرده بودیم و اما ریزبینی آقایانِ آخوندهای جنایتکار باعث شده است که ما هم بسیار دقیق به همه چیز –و واقعا همه چیز- نگاه کنیم. اگر دقتی که روی این مسائل می کنیم روی مسائل علمی کرده بودیم به جرات میتوان گفت که شاتل فضایی هم هوا می کردیم اما افسوس که چون انسانیم و هنگامی یک جای مان قوی می شود یک جای دیگرمان ضعیف می شود نمی توانیم هم به شکل پوست بیضه فکر کنیم هم شاتل هوا کنیم. خلاصه شما نگاه کنید به خارجی ها، به رغم لخت و پتی بودن شان چون حواس شان به مشابهت پوست آرنج و بیضه نیست پس به جاهای مختلف همدیگر زُل نمی زنند و اگر هم زُل بزنند مانند اینها به دقت زُل نمی زنند و مو را از ماست و تخم را از میوه بیرون نمی کشند. و هر روز نیز بیشتر پیشرفت میکنند, پس اینها حواس شان به شاتل و این چیزها می رود و آنها حواس شان به آن‌جا های آدم ها !!
نتیجه اینکه اسلام جنایتکار تازیان فقط به پایین تنه کار دارد و این چرندیات تنها از مغز پوک و پوسیده یک مشت جانوران اسلامی فاسد و تبهکار تراوش میشود !!
آگاهی بنیان رهایی است.
برگ اسلام جنایتکار است.
...........................................

اسلام تازیان جنایتکار مکتب نابودی و ویرانی

Photo: ‎- اسلام تازیان جنایتکار مکتب نابودی و ویرانی و تباهی است و برای ساختن نیامده، آمده است تا هرآنچه بشر ساخته، غارت و تخریب و نابود کند. اسلام تازیان تبهکار همین گندی است که در ایران  اشغالی  است. مرگ و ننگ ابدی بر آخوندان فاسد و جنایتکار و اسلام تبهکار تازیان و مرگ بر جمهوری جنایتکار اسلامی به هر شکل و نوع آن.... جمهوری جنایتکار اسلامی برای ایرانیان جز فقر، جنایت، فحشا و فاحشگی ، اعتیاد، قتل، کشتار، غارت، اسید پاشی، چاقوکشی ، سنگسار، تجاوز به زنان و مردان و اعدام کاری نکرده است... آگاهی بنیان رهایی است. موریس آریایی 
............................‎

- اسلام تازیان جنایتکار مکتب نابودی و ویرانی و تباهی است و برای ساختن نیامده، آمده است تا هرآنچه بشر ساخته، غارت و تخریب و نابود کند. اسلام تازیان تبهکار همین گندی است که در ایران اشغالی است. مرگ و ننگ ابدی بر آخوندان فاسد و جنایتکار و اسلام تبهکار تازیان و مرگ بر جمهوری جنایتکار اسلامی به هر شکل و نوع آن.... جمهوری جنایتکار اسلامی برای ایرانیان جز فقر، جنایت، فحشا و فاحشگی ، اعتیاد، قتل، کشتار، غارت، اسید پاشی، چاقوکشی ، سنگسار، تجاوز به زنان و مردان و اعدام کاری نکرده است... آگاهی بنیان رهایی است. موریس آریایی
............................

Friday, December 5, 2014

چگونه اسلام جنایتکار تازیان به ایران آمد و به زور شمشیر به ایرانیان تحمیل شد!!



چگونه اسلام جنایتکار تازیان به ایران آمد و به زور شمشیر به ایرانیان تحمیل شد!!

ابتدای بعثت محمد تازی و اسلام تازیان برابر با چهل و یک سالگی او و سال بیستم از امپراتوری خسروپرویز بوده است. خسروپرویز بیست و هفتمین امپراتور ساسانی بود که از سال 590 تا 627 میلادی فرمانروایی کرد. وی فردی جنگ طلب اما در عین حال بسیار آگاه به مشکلات و دلسوز به امور مردم بوده است. در زمان خسروپرویز بیشترین نبردهای ایران و روم اتفاق افتاد و وی موفق شد بسیاری از مناطق اروپا را به تصرف درآورد. از جمله متصرفات مهم او فتح دوباره مصر بود. اما نبردهای خسروپرویز و جنگهای بی پایان او با روم هر دو ابرقدرت بزرگ زمان را به شدت تضعیف کرد. بطوریکه در دو سال آخر عمر خسروپرویز جمعی از اعراب اقدام به قتل "هامرز" سردار ایرانی در حیره کردند. اما امپراتور ایران که بشدت سرگرم مناقشات خود با روم بود، به این مسئله ظاهراً کوچک توجهی نکرد. این را هم باید بگوییم که دولتهای ایران از پیش از هخامنشیان تا ساسانیان هرگز به کشور عربستان امروزی علاقه ای نشان نداده بودند و در صدد تصرف آن برنیامده بودند. حتا یمن امروزی که در جنوب شبه جزیره عربستان قرار دارد و همینطور مصر و سودان و لیبی ضمیمه خاک ایران بودند اما عربستان که بسیار نزدیکتر بود، به مزاج پادشاهان ایرانی خوش نمی آمد. در نگاه دولتمردان ایرانی عربستان بیش از یک صحرای خشک و بی آب و علف با یک سری اقوام نیمه وحشی که تمام زندگی آنها را شتر تشکیل می دهد نبود و لیاقت اینکه نام ایران بر آن گذاشته شود را نداشت. شاید این یکی از بزرگترین اشتباه شاهان ایرانی باشد!

اما ضعف امپراتوری ساسانی درست پس از فوت خسروپرویز آغاز شد. بدلیل وضعیت نابسامان دربار و همچنین ضعف فوق عاده ارتش و همینطور نبود شخصیتی که بتواند در حد و اندازه های انوشیروان و شاپور عمل کند، اوضاع ایران بسیار آشفته شده بود. به هر حال هر دولت و هر امپراتوری که در تاریخ وجود داشته روزی منقرض شده و امپراتوری ساسانی نیز از این قاعده مستثنی نبود. ضعف و ناتوانی ساسانیان به حدی رسیده بود که در ظرف 4 سال، 12 پادشاه به روی کار آمدند و کنار رفتند، که این خود بزرگترن سندی است که وضعیت ناگوار این سلسله را در سالهای آخر خود اثبات می کند.

ضعف و انحطاط ساسانیان درست متقارن شده بود با قدرت گرفتن اعراب تازی و اتحاد و بالا رفتن خودباوری آنان. اعراب از زمانیکه اسلام جنایتکار تازی را پذیرفتند مرتب اوقات خود را در جنگ و خونریزی سپری می کردند و عقیده شان این بود که آنها حق دارند بعنوان سفیران اسلام جنایتکارتازیان هر کسی را به اسلام تبهکار تازیان دعوت کنند و اگر او اسلام جنایتکار را نپذیرفت او را بکشند و زن و فرزندان و تمام اموال او را به غنیمت شخصی بگیرند! توجه کنید که این رویه در پیش از اسلام جنایتکار تازیان به شکل دیگری اجرا می شد، چرا که اغلب اعراب حرفه دزدی و راهزنی داشتند و از طریق سرقت کاروانها امورات خود را می گذراندند و به این شغل هم افتخار می کردند. حال پس از اسلام جنایتکار به طریق دیگری به سرقت و غارت اموال دیگران دست می زدند.

نخستین جرقه حمله اعراب به ایران در زمان ابوبکر اتفاق افتاد. یکی از رؤسای قبایل بیابانگرد عرب بنام مثنی بن حارثه که امورات خود را از راه غارت روستاهای مرزی ایران می گذرانید، پیش خلیفه اول یعنی ابوبکر آمده و اوضاع نابسامان ایران را بیان کرد و گفت که با حمله به ایران ثروت زیادی نصیب اعراب خواهد شد. ابوبکر هم پذیرفته و خالد بن ولید را بهمراه سپاهی برای غارت شهرهای مرزی به منطقه فرستاد. البته این حملات، حملاتی مرزی و کوچک بودند. اما در ادامه مهمترین اتفاقی که رخ داد، کشتار چند هزار مردم بیگناه ایرانی در حوالی شهر انبار بود که بدستور خالد بن ولید انجام شد. در تمامی اسناد تاریخی آمده است که خالد بقدری زنان و کودکان و مردان بیگناه را کشت، که از کوچه های شیبدار شهر، نهر خون روان شده بود. وی پس از آن تمامی اموال مردم را بین سربازان بی سواد و غارتگر و جنایتکار عرب خود تقسیم نمود. این اتفاق در سال 13 هجری رخ داد.

بلافاصله پس از آن لشگریان ایران به سرداری فردی شجاع بنام "بهمن مردانشاه"، به اعراب حمله برده و آنها را متحمل شکست سنگینی کردند که در این نبرد بجز خالد بن ولید (که حضور نداشت)، تمامی سرداران عرب کشته شدند. اما اوضاع نابسامان دولت ایران و نبود ارتشی منظم سبب شد که در سال 14 هجری سپاه ایران به سرکردگی "مهران" در کنار رود فرات از اعراب شکست بخورد. سپس اعراب بیابانگرد دست به کشتار بی رحمانه مردم بی دفاع و غیرنظامی زدند، بطوریکه بر اساس اعترافات مورخین عرب هیچ زن و دختری در آن مناطق نبود که ابتدا به او تجاوز نکرده و سپس او را به قتل نرسانده باشند.

اما نبرد اصلی در سال 14 هجری در قادسیه و در زمان خلافت عمر اتفاق افتاد. در این زمان دولت ساسانی به نهایت انحطاط خود رسیده بود و ایران آمادگی این را داشت که دولت جدیدی روی کار بیاید (همانطور که ساسانیان با شکست اشکانیان به قدرت رسیدند). اما از اقبال بد ایرانیان بجای اینکه از داخل قدرتی برخیزد، از خارج از ایران و آنهم از ملتی وحشی و عقب مانده قدرتی به ایران حمله ور شد. سرداری سپاه اعراب را سعد بن ابی وقاص بر عهده داشت. تازیان تا تیسفون پایتخت ایران راهی نداشتند، چرا که تیسفون در کنار رود فرات قرار داشت. یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی (البته پس از او 4 پادشاه دیگر نیز فرمانروایی کردند اما نه بر همه ایران)، رستم فرخزاد را با لشگری به جنگ اعراب فرستاد. رستم درفش کاویانی را بر فراز تخت خویش آویخته و بجانب قادسیه رهسپار گردید.

تازی زادگان و تازی پرستان جنایاتی را که تازیان با هم کردند را جهت مظلوم نمایی و فریب دادن مردم و پیش برد مقاصد شوم خود همه جا تبلیغ میکنند؛ اما از جنایاتی که تازیان وحشی و بی فرهنگ و تبهکار با ایرانیان کردند هیچگاه سخن نمی رانند!! بر عکس مطالبی که عرب زده های ایرانی سعی می کنند در مغز مردم فرو کنند (چرا که خود اعراب واقعیتها را بیان کرده اند) ، جنگ قادسیه بیش از 2 سال به طول انجامید، اما در حالیکه تا اواخر جنگ پیروزی محسوس از آن ایرانیان بود، اشکالاتی چند از جمله وزیدن شن بادی سخت به جانب سپاهیان ایران و کور کردن دید آنها و عادت داشتن تازیان جنایتکار بیابانگرد به هوای شن و بادی باعث شد تا اعراب بر سپاه ایران چیره شوند و بدلیل نزدیکی قادسیه تا تیسفون اعراب در سال 16 هجری به سمت آنجا حرکت کردند. اعراب در این میان چندین بار با مقاومتهای مردمی ایرانیان مواجه شدند، اما از شوق بهشت و بدلیل اینکه هر غیر مسلمانی را واجب قتل می شمردند، (و در اصل برای تصاحب مال و اموال آنها)، هر موجود جانداری را در سر راه قتل عام کردند و دهها هزار مرد و زن و کودک بیگناه در این حمله های وحشیانه کشته شدند. نبردهای فوق قدم به قدم ادامه پیدا می کرد و اعراب در حال پیشروی در خاک ایران بودند، اما بدبختانه هیچ نیروی دولتی و ارتش سازمانیافته ای وجود نداشت تا بتواند جلوی این اقوام وحشی را بگیرد و مقاومت های شجاعانه مردم هم بدلیل اینکه فرصت یکپارچگی نداشتند، نمی توانست راه بجایی ببرد. این نبردها تا سال 21 هجری و جنگ نهاوند بطول انجامید. در طول این سالها بنا به اعتراف مورخین عرب و غیر عرب صدها هزار زن و کودک و مرد غیر نظامی ایرانی توسط مهاجمین عرب جنایتکار و تبهکار قتل عام شدند و بناهای بسیاری تخریب گردیده و تمدن شکوهمند ایرانی که یکی از دو تمدن بزرگ زمان بود رو به ویرانی نهاد. حمله اعراب جنایتکار را مورخین بسیار وحشیانه تر از حمله مغول دانسته اند.

یکی دیگر از جنگهای بزرگ ایران و اعراب جنگی بود که در شهر شوشتر اتفاق افتاد. فرمانده لشگریان عرب ابوموسی اشعری بود. وی هنگامیکه به شوشتر رسید، "هرمزان" سردار ایرانی با سپاهیان خود جلوی او را گرفت. ابوموسی اشعری که ناتوانی خویش را دید، از عمر کمک خواست و عمر بن خطاب تبهکار، عمار یاسر را از کوفه با سپاهیانی به کمک وی فرستاد. این نبرد مدتها ادامه یافت، اما هنگامی که اعراب به پناهگاه زنان و کودکان سپاه ایران دست یافتند، ایرانیان سست شده و در جنگ شکست خوردند. هرمزان دستگیر شد و او را به روستای مدینه نزد عمر فرستادند. در آنجا عمر از وی خواست که مسلمان شود وگرنه کشته خواهد شد. هرمزان هم ظاهراً به اسلام جنایتکار تازیان روی آورده و مسلمان شد، اما او همان کسی بود که چند سال بعد با همکاری فیروز ابولؤلؤ عمر بن خطاب تبهکار را به قتل رسانید.

پس از آنکه شوشتر بدست اعراب افتاد، ابوموسی اشعری و عمار یاسر دستور به قتل عام مردم بی دفاع دادند و دهها هزار نفر از مردم بی گناه شوشتر توسط اعراب وحشی به قتل رسیدند.

یزدگرد سوم پادشاه ایران در این سالها از این شهر به آن شهر و از این بلاد به آن بلاد در سفر بود و پیوسته می کوشید تا ارتشی فراهم کرده و جلوی تازیان را بگیرد. البته او بارها سپاهیانی فراهم کرد اما بدلیل عدم کارآمدی و جنگاور نبودن و همینطور بدلیل عدم اتحاد شهرهای مختلف کاری از پیش نمی بردند. بالاخره در سال 31 هجری مطابق با 561 میلادی یزدگرد سوم که در تمام دوران سلطنت برای نجات ایران به این در و آن در می زد و دقیقه ای راحت نداشت به قتل رسید و سلسله ساسانی که برگی درخشان در تاریخ بزرگ ایران است، پس از چهار قرن و ربع منقرض شد البته همانطور که گفته شد پس از یزدگرد، چهار پادشاه دیگر ساسانی نیز در قسمتهایی از خاک ایران به پادشاهی ادامه دادند.

مردم پارس و کرمان نیز در ایران بر علیه اعراب مسلمان تازی تبهکار و جنایتکار واکنش نشان دادند و قیام کردند و گماشته ها و عمال علی تازی سگ کش را از شهر بیرون کردند. علی تازی برای خاموش کردن شورش مردم پارس و کرمان در ایران "زیاد ابن ابیه" را به سوی پارس و کرمان فرستاد و ایرانیان را کشتار کرد.(جهت آشنایی با جنایات این سردار معروف عرب "زیاد ابن ابیه" به کتاب مروج الذهب. جلد٢ صفحه٢٩ مراجعه فرمایید).
- شهر استخر: در زمان حکومت و خلافت علی تازی جنایتکار نیز مردم استخر در ایران بار دیگر به علیه اعراب مسلمان تازی اشغالگر سر به شورش و خیزش برداشتند و این بار"عبدالله ابن عباس" به فرمان علی تازی جنایتکار شورش توده های مردم استخر در ایران را به خون فرو نشاند.(فارسنامه. صفحه ١٣٦).

اما نکته مهم اینجاست که اعراب جنایتکار با اینهمه قتل و غارت و تجاوز هرگز نتوانستند بر تمام خاک ایران غلبه کنند و هیچگاه تمام ایران در زیر سیطره آنان قرار نگرفت. پس از مرگ یزدگرد سوم شورشهای بسیاری در مناطق مختلف ایران صورت گرفت و خلفای عرب هیچگاه از ایران آرامشی نداشتند تا اینکه سرانجام ایرانیان اعراب مهاجم متجاوز و جنایتکار را بیرون راندند.

اعراب در هنگام حمله به شهرها و روستاهای مختلف 3 راه را پیش مردم می گذاشتند: 1-مسلمان تازی شوید، 2-شمشیر و کشته شوید، 3-با خواری و ذلت به ما جزیه بپردازید، که مطمئناً راه نخست آسانترین راه برای مردم بی دفاع بود. اما دلیل مهمی که در راه اسلام تازیان جنایتکار آوردن مردم بسیار مؤثر بود، اسلام آوردن برخی از موبدان زرتشتی بوده است. هنگامی که اعراب تبهکار به ایران حمله کردند، آنهایی که بیشتر از همه جان خود را در خطر می دیدند، همین موبدانی بودند که بویژه در اواخر دوره ساسانیان از دین استفاده ابزاری کرده بودند. اینان برای ادامه فعالیت خود اسلام تازی آورده و آنگاه در پوستین اسلام تازیان جنایتکار به راه خود برای فریب مردم ادامه دادند. بسیاری نیز از ایران به هندوستان گریخته بودند!

پس از اینکه سپاهیان پست عرب در جنگ هایی که میان آنها و ایرانیان در زمان خلافت عمر ابن خطاب صورت گرفت وناجوانمردانه جنایتکارانه پیروز شدند، ایرانیان زیادی را اسیر کرده ودر اردوگاه هایی اسکان داده بودند.البته اردوگاه های زنان ومردان از هم جدا بود

یک روز عمر بن خطاب جنایتکار تازی وچند تن از بزرگان عرب از اردوگاه زنان ایرانی بازدید می کنند.در این بازدید عمر سه نفر از زیباترین وجوان ترین دختران اردوگاه را انتخاب می کند و دستور می دهد که آنها را در سه خیمه جداگانه ساکن کنند.به گفته مورخان یکی از دختر ها ۹ سال داشته (لولو) و آن دو نفر دیگر ۱۴/۱۵ سال بیشتر نداشتند.قبل از ادامه باید بگویم که عمر ۲۲۰cm قد داشته با چهره ای بسیار کریح وزشت وزخمی که بر پیشانی او بوده چهره اش را بسیار زشت تر کرده بود. و حالا ادامه داستان:روز بعد عمر به داخل چادر اول می رود و پس از ۱۰دقیقه ای بیرون آمده و دو رکعت نماز کثیف می خواند ،وارد چادر دوم می شود و هنگام خارج شدن باز دورکعت نماز کثیف دیگر می خواند چادر سوم را نیز به همین ترتیب. بعد از خواندن سومین نماز کثیف یکی از تازیان می گوید:یا خلیفه چه وقت نماز است بگو اگر صلاح می دانید جماعت بر پا کنیم. عمر می گوید نه برو و کاتب را صدا بزن، کاتب که می آید عمر می گوید: بنویس کاتب من عمر ابن خطاب در تاریخ فلان و در فلان جا بکارت سه دختر کافر (ایرانی) را پاره کرده ام برای خدمت به اسلام امیدوارم که الله متعال (الله نام بت سنگی بزرگ تازیان است) این نظر مرا مورد پذیرش خود قرار دهد!! گویند که لولو دختر ۹ ساله ی ایرانی در زیر دستان آن رذل کثافت،آن جانور پست و وحشتناک طاقت نیاورده و همانجا کشته می شود. در زمان یورش و حمله وحشیانه اعراب و تازیان جنایتکار به ایران جوان ها پسر به عنوان برده و دختران کوچک و دختران نوجوان و زنان جوان را مانند شمشیر و اسب و گاو و گوسفند و ... جزء غنایم به حساب میاوردنند!!

در پایان به چکامه از فردوسی بزرگ توجه کنید:

ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را بجایی رسیدست کار

کـه تخـت کیـانــی کنـــد آرزوی
تفـو بر تو ای روزگـاران تفـوی!

آگاهی بنیان رهایی است.
برگ اسلام جنایتکار است.
موریس آریایی
..............

دین خرافات, عقب ماندگی و توهم است



دین خرافات, عقب ماندگی و توهم است, دانش و خرد را جایگزین توهمات دینی کنید. موریس آریایی

آیا میدانستید؟!!
هنگامیکه میگویید الله اکبر یعنی بت سنگی تازیان بزرگتر است!!
هنگامیکه میگویید انشاءاله= اگر بت سنگی تازیان بخواهد !!
هنگامیکه میگویید ماشااله= بت سنگی تازیان چشم نخورد!!
هنگامیکه میگویید والله= به بت سنگی تازیان قسم میخورید!!

الله نام بت سنگی تازیان جنایتکار و اکبر هم به تازی به معنای بزرگتر است، بنابراین الله اکبر یعنی بت بزرگ یا بت سنگی بزرگتر است. آگاهی بنیان رهایی است.
موریس آریایی
..................

نسل حرامزاده ها‌





"نسل حرامزاده ها‌"؛!! ترس حکومت جنایتکار اسلامی از چیست؟
سران حکومت جنایتکار اسلامی بخوبی دریافته اند که "نسل حرامزاده ها"، گورکنان این حکومت ارتجاعی و همه سنن و آداب و رسوم عقب مانده جهالت اسلامی اند.

سایت دیگربان: خبرگزاری محافظه‌کار «آریا» با انتقاد از گسترش پدیده «ازدواج سفید» در جامعه٬ نسبت به تولد «نسل حرام‌زاده‌ها» در ایران هشدار داد.

این خبرگزاری گسترش پدیده «ازدواج سفید» را «زنگ خطری» برای سبک زندگی اسلامی مردم ایران دانسته و از مقام‌های مسئول خواسته مانع گسترش آن شوند.

«آریا» نوشته مقام‌های مسئول باید برای مقابله با این پدیده‌ «شوم» و خانه‌های مجردی و زندگی‌های مشترک غیررسمی که «فساد» و «بی‌بندو باری» را رواج می‌دهد٬ اقدامی جدی انجام دهند.

سه روز پیش نیز محمدی‌گلپایگانی مسئول دفتر خامنه‌ای با هشدار نسبت به گسترش پدیده «ازدواج سفید» در ایران گفته بود حاکم اسلامی باید با چنین پدیده‌ای با جدیت برخورد کند.

تغییر سبک زندگی مردم ایران که مهم‌ترین عامل آن بیزاری از زندگی اسلامی٬ جذاب بودن برنامه‌های ماهواره‌ای و تاثیرات حضور در شبکه‌های اجتماعی است با نگرانی جدی روحانیون مواجه شده است.

ترس حکومت جنایتکار اسلامی از چیست!؟

سه دهه است تمام کوششان را کرده اند آنچه که امروز دست بگریبانشان شده است اتفاق نیافتد. سه دهه است با زور و جنایت و کشتار و اعدام سعی کرده اند مردم را به موازین جنایتکار اسلامی تازیان مجبور کنند.

متوسل به هر جنایتی شده اند، اسید پاشیدن، مجروح کردن و با تیغ و چاقو زنی٬ وحشیانه به زنان و دختران حمله کردن٬ هر آنچه از دستشان آمده کوتاهی نکرده اند.

تشکیل گله های “نهی از منکر و امر به معروف” خطبه و نوحه خانی های مداوم برای اجرای قوانین اسلامی دررابطه با ارتباط جنس مخالف باهم ، جداسازیها و آپارتاید جنسی بخش وسیعی از این اقدامات و برخوردهای شنیع برای این بود که زن و مرد، دختران و پسران جوان روابط عاطفی و تمایلات جنسی خود را منطق با دستورات و قوانین جنایتکار اسلامی تازیان انجام دهند. زن برده جنسی مرد باشد! اختیاری در انتخاب نداشته باشد.

در این سه دهه سعی کردند به مردم بقبولانند که باید برای زندگی مشترک از اسلام جنایتکار تازیان تبعیت کرد و به آخوند و مراجع تقلید جنایتکار و تبهکار تکیه کرد.

نسل جوان اما همه این تمهیدات را بر باد داد. نسلی که با خود این رژیم متولد شد٬ کنترل شد٬ سانسور شد٬ جداسازی شد٬ اما آشکارا با فرهنگ و سنتهای این رژیم در تقابل کامل است.

این نسل قبل از ینکه تحت تاثیر ترهات اسلامی این حکومت باشند متاثر از مدرنیسم و پیشرفتهای نسل قرن ۲١ و فرهنگ و سنتهای والای انسانی است.

ازدواج سفید در واقع زیر پا نهادن موازین و قراردادهای جنایت بار اسلامی تازیان است که این نسل در پاسخ به جداسازیها و تحمیل قوانین عصر حجری حکومت اسلامی از خود بروز میدهد.

سران این رژیم جنایتکار بخوبی دریافته اند که نسل جوان و نسل آینده بقول به گفته آنها ٬ “حرامزاده ها”،'! گورکنان رژیم جنایتکار اسلامی و همه سنن و آداب و رسوم عقب مانده جهالت اسلامی تازیان اند.

آگاهی بنیان رهایی است.
برگ اسلام جنایتکار است.
..........................

محمد تازی



محمد تازی به‌ عنوان روشن‌بینی غیب‌گوی معرفی می‌شود که اگر در روزگار ما زاده می‌شد جایش گوشه دارمجانین و تیمارستان‌ها بود
فریدریش نیچه
..................