Friday, January 9, 2015

Democracy must go on



Democracy must go on
Je suis Charlie, When you let loose and free terrorists and deal with them under thé table, and for them to build mosque, they come back and get you ! You should've known that ! Down with Quran and Islam both are piece of shit and totally lay. They ruined my country too

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده می ترسانی 
ما گر زسر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

گیریم که جنایت میکنید و میکشید با قلم های بر افراشته چه میکنید
در یک حکومت استبدادی و دیکتاتوری تنها چیزی که به طور مساوی در جامعه پخش میشود ترس و وحشت از دیکتاتور جنایتکار و ایجاد رعب است! مدیریت این برگ نیز بارها از سوی تازی پرستان ابله و تروریست ها و ایادی و مزدوران رژیم جمهوری جنایتکار اسلامی به مرگ تهدید شده است., اما همچنان تا نابودی کامل اسلام جنایتکار تازیان و رژیم جمهوری جنایتکار اسلامی به روشنگری و به کارمان ادامه خواهیم داد. باور مندم در این دین جنایتکار و تبهکار از تنها چیزی که هیچ نشان و خبری نیست انسانیت و صلح است! بار ها برای روز نامه های غربی نوشتم و عنوان کردم که؛ به این مسلمونها بها ندهید؛ اینها از دمکراسی غربی سو استفاده می کنند و در نهایت تروریست هستند و به اعمال تروریستی دست خواهند زد و حتا گفتم که این بچه مسلمون های تروریست را هنگامیکه از سوریه و مناطق جنگی به اروپا باز میگردند را به کشور های اروپایی راه ندهید و دیپورت کنید؛ اما کسی گوش نداد تا اینکه اروپا را نیز به خاک و خون بکشند! باورمند هستم دین ویروسی است که به جان نادان ها و احمق ها میافتد. فرد مذهبی نادان است و برده های خوشبخت سرسخت ترین دشمنان آزادی هستند. در جهان هیچ چیز مقدس نیست و انسان دانا به دینهای من در آوردی و جنایتکار مانند اسلام تازیان تبهکار هیچ نیازی ندارد، دین جهل و خرافات و برده گی و جنایت است. ما بی دین و بی خدا هستیم، همه نهادهای دﻳﻨﻰ از ﻣﺴﻴﺤﻴﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﻳﮫﻮد و اﺳﻼم تازیان، همگی نهادهاﻳﻰ هﺴﺘﻨﺪ ﮐـﻪ ﺗـﻮﺳـﻂ اﻧﺴـﺎن ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه اﻧﺪ ﺗﺎ ﻧﻮع ﺑﺸﺮ را دﭼﺎر وﺣﺸﺖ و ﺑﺮدﮔﻰ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﻗﺪرت و ﻣـﻨـﻔـﻌـﺖ را در دﺳـﺘـﺎن ﺧﻮد ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ و مانع آزادی کامل مردم هستند.. کتاب بی ارزش قرآن تازیان ، نوشته فردی بیمار روانی، و جنایتکار است ، که در آن پر از تضاد و تشویق تازیان به کشت و کشتار و جنایت است و از این چرندیات و یاوه سرا یی ها در آن زیاد یافت میشود، که با ادبیاتی بسیار ضعیف هم نوشته شده است. هیچ کتابی از آسمان نیامده است، اینها همه نادانی و جهالت است. هر چه جنایات در ایران امروز صورت میگیرد از اسلام جنایتکار تازیان است.کار اصلی ادیان پرورش نادانی و گسترش حماقت است. ديني كه بزور شمشير تحميل شود نه قانوني است - نه انسانی و از ديدگاه اجتماعی نیز هیچگونه مشروعيت ندارد اسلام تازیان تبهکار را به عربستان باز گردانيم... آمدند و سوختند و کشتند و بردند و ماندند!!..ننگ و مرگ ابدی بر تازیان و تازی پرستان باد... هیچ کتابی و دینی از آسمان نیامده است، اینها همه نادانی و جهالت است. همه نهادهای دﻳﻨﻰ از ﻣﺴﻴﺤﻴﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﻳﮫﻮد و اﺳﻼم تازیان ، همگی نهادهاﻳﻰ هﺴﺘﻨﺪ ﮐـﻪ ﺗـﻮﺳـﻂ اﻧﺴـﺎن ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه اﻧﺪ ﺗﺎ ﻧﻮع ﺑﺸﺮ را دﭼﺎر وﺣﺸﺖ و ﺑﺮدﮔﻰ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﻗﺪرت و ﻣـﻨـﻔـﻌـﺖ را در دﺳـﺘـﺎن ﺧﻮد ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ و مانع آزادی کامل مردم هستند.. خدا زیر سوال است چه رسد به اسلام تبهکار و جنایتکار تازیان، اینها همه دکان بازار، عوام فریبی و دروغ است ، بیدار شوید ! اگر یک فکر و مذهب جنایتکار و احمقانه را حتا پنج میلیارد نفر هم قبول داشته باشند، آن چیز باز هم احمقانه و جنایتکار است. ما از هیچ کس و هیچ چیز نمیترسیم. همیشه گفته و خاهم گفت که اسلام تازیان نه تنها جنایتکار است, جنایت ساز نیز است و کسانی که از آن دفاع میکنند هم جنایتکار هستند، زیرا کسی که با جنایتکار همکاری میکند خود نیز جنایتکار است ... آگاهی بنیان رهایی است. موریس آریایی
09.01.2015
 — wit

من هم چارلی هستم




من هم چارلی هستم. من هم ضد دین هستم. من هم ضد اسلام جنایتکار تازیان هستم. همه چیز از نوفل لو شاتو آغاز شد. اروپا و فرانسه دارد میوه چینی جنایت بزرگ سال ١٣٥٧ در ایران را میکند! این اقدامات جنایتکارانه تروریستی با فتوای خمینی تبهکار و جنایتکار و یاران جنایتکارش بر ضد رشدی، نویسنده کتاب آیات شیطانی آغاز و جهانی شد. اسلام تازیان تروریست و جنایتکار است. در این دین جنایتکار و تبهکار از تنها چیزی که هیچ نشان و خبری نیست انسانیت و صلح است! بار ها برای روز نامه های غربی نوشتم و عنوان کردم که؛ به این مسلمونها بها ندهید؛ اینها از دمکراسی غربی سو استفاده می کنند و در نهایت تروریست هستند و به اعمال تروریستی دست خواهند زد و حتا گفتم که این بچه مسلمون های تروریست را هنگامیکه از سوریه و مناطق جنگی به اروپا باز میگردند را به کشور های اروپایی راه ندهید و دیپورت کنید؛ اما کسی گوش نداد تا اینکه اروپا را نیز به خاک و خون بکشند! این دین جنایتکار پیش تر با شمشیر خون میریخت و جنایت میکرد, هم اکنون با مسلسل جنایت میکند و آدم میکشد. هر تازی پرست و بچه تازی تبهکار در اروپا و جهان یک بمب ساعتی است!! اسلام تبهکار و جنایتکار تازیان همین جنایت و گندی است که در ایران اشغالی و جهان است.!!! آگاهی بنیان رهایی است. موریس آریایی
08.01.2015

طعم سیب های نوفل لوشاتو در شارلی ابدو
فرانسه اولاند در حال چشیدن طعم سیب های درختی است که در سال 1979 در نوفل لوشاتو غرس کرد: همان زمان که به بهانه دفاع از دموکراسی جادوگری 1400 ساله بر آمده از غارهای دقیانوس جهل و جنایت را پذیرا شد و جهان بینی نفرت دینی را به رایگان در گلخانه چپ های اروپا پروراند و با پرواز اختصاصی از گلخانه اروپایی اش به تهران فرستاد تا سیب های مرگ را به جهان صادر کند و امروز محصولات درجه یک این پرورده خودش را با وحشت مزه کرد....جهان پایان تعطیلات روزهای آغازین سال 2015 را با بهت از کشتار کاریکاتوریست های اروپایی آغاز کرد.... آنچه دیدی از نتایج سحر است باش تا صبح دولتش بدمد.
..............................

Je suis Charlie= I am Charlie

Photo: ‎Je suis Charlie= I am Charlie
When you let loose and free terrorists and deal with them under thé table, and for them to build mosque, they come back and get you ! You should've known that !

فرانسه در شوک حمله اسلام گرایان تروریست جنایتکار به دفتر شرلی ابدو
.............................................‎
Je suis Charlie= I am Charlie
When you let loose and free terrorists and deal with them under thé table, and for them to build mosque, they come back and get you ! You should've known that !

فرانسه در شوک حمله اسلام گرایان تروریست جنایتکار به دفتر شرلی ابدو
.............................................

مشکلات ایرانیان

Photo: ‎مشکلات ایرانیان از هنگامی پدید آمدند که اسلام جنایتکار تازیان و آخوند بازی به ایران آمد و به زور شمشیر و جنایت به ایرانیان تحمیل شد، دین و مذهبی که انتخابی نباشد، کورکورانه و به زور شمشیر به افراد در جامعه تحمیل گردد، حاصلی جز جنایت، فساد ، ویرانی و تباهی به دنبال نخواهد داشت. اسلام تازیان جنایتکار است. آخوند فاسد جنایتکار است. مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد.!! آگاهي سرآغاز آزادي است. آگاهی بنیان رهایی است... موریس آریایی 
........................................
اسلام، نه تنها سودی ندارد، بلکه زیانهای بسیاری نیز دارد........استاد جانباخته کسروی
اسلام، نه تنها سودی ندارد، بلکه زیانهای بسیاری نیز دارد؛ و علاوه بر آن، مایه بدبختی نیز هست. ما ایرانیان، اگر بخواهیم به ریشه بدبختی و درماندگی خود پی بیریم؛ که چرا اینگونه زبون و زار و درمانده شده ییم؛ باید بدانیم که سرچشمه همه این شوربختی ها، سه چیز است:
یک: اسلام؛ که مایه گمراهی و نادانی ست.
دو: اسلام و مسلمانی از آدمی، یک انسان زبون و فرومایه و قسی قلب می سازد.
سه: اسلام؛ کاری می کند که آدمی به ناآگاهی و بیخردی خودش بنازد و آن را افتخاری برای خود بداند.
جانباخته جاوید کسروی
کتاب: اسلام؛ ننگ ایرانی
.............................‎

مشکلات ایرانیان از هنگامی پدید آمدند که اسلام جنایتکار تازیان و آخوند بازی به ایران آمد و به زور شمشیر و جنایت به ایرانیان تحمیل شد، دین و مذهبی که انتخابی نباشد، کورکورانه و به زور شمشیر به افراد در جامعه تحمیل گردد، حاصلی جز جنایت، فساد ، ویرانی و تباهی به دنبال نخواهد داشت. اسلام تازیان جنایتکار است. آخوند فاسد جنایتکار است. مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد.!! آگاهي سرآغاز آزادي است. آگاهی بنیان رهایی است... موریس آریایی
........................................
اسلام، نه تنها سودی ندارد، بلکه زیانهای بسیاری نیز دارد........استاد جانباخته کسروی
اسلام، نه تنها سودی ندارد، بلکه زیانهای بسیاری نیز دارد؛ و علاوه بر آن، مایه بدبختی نیز هست. ما ایرانیان، اگر بخواهیم به ریشه بدبختی و درماندگی خود پی بیریم؛ که چرا اینگونه زبون و زار و درمانده شده ییم؛ باید بدانیم که سرچشمه همه این شوربختی ها، سه چیز است:
یک: اسلام؛ که مایه گمراهی و نادانی ست.
دو: اسلام و مسلمانی از آدمی، یک انسان زبون و فرومایه و قسی قلب می سازد.
سه: اسلام؛ کاری می کند که آدمی به ناآگاهی و بیخردی خودش بنازد و آن را افتخاری برای خود بداند.
جانباخته جاوید کسروی
کتاب: اسلام؛ ننگ ایرانی
.............................

اگر پدرانمان

Photo: ‎اگر پدرانمان در مقابل چشم های ما مادرانمان را می بوسیدند...
اگر قدیم ها به همسرشان نمی گفتند “منزل” یا به اسم فرزندِ پسر خطابشان نمیکردند...
اگر گهگاهی به جای پوشک و ملاقه و آبکش، کتاب و قلم دست مادرانمان میدیدیم...
اگر یاد می گرفتیم زنی که عطر می زند فاحشه نیست...
اگر یاد می گرفتیم زنی که گیسوانش را به باد می سپارد قصد خود فروشی ندارد...
اگر با صدای پاشنه های کفش یک زن، هزار و یک سر نمی چرخید به سمت صدا...
اگر مردی به زنی شاخه گلی می داد، نمی شد زن ذلیل و برده ی زن...
اگر حجابِ ذاتِ یک زن می شد خوبی ...
و هزار و یک اگر و امای دیگر...
امروز زن ها را معیار عقده های جنسی و عقب ماندگی یک جامعه قرار نمیدادند...
زن دست نوشته ی احساسات هستی  است در طبیعت... 
معیارهایمان را اشتباه نوشتند...
اشتباه…

آگاهی بنیان رهایی است.
برگ اسلام جنایتکار است.
...........‎

اگر پدرانمان در مقابل چشم های ما مادرانمان را می بوسیدند...
اگر قدیم ها به همسرشان نمی گفتند “منزل” یا به اسم فرزندِ پسر خطابشان نمیکردند...
اگر گهگاهی به جای پوشک و ملاقه و آبکش، کتاب و قلم دست مادرانمان میدیدیم...
اگر یاد می گرفتیم زنی که عطر می زند فاحشه نیست...
اگر یاد می گرفتیم زنی که گیسوانش را به باد می سپارد قصد خود فروشی ندارد...
اگر با صدای پاشنه های کفش یک زن، هزار و یک سر نمی چرخید به سمت صدا...
اگر مردی به زنی شاخه گلی می داد، نمی شد زن ذلیل و برده ی زن...
اگر حجابِ ذاتِ یک زن می شد خوبی ...
و هزار و یک اگر و امای دیگر...
امروز زن ها را معیار عقده های جنسی و عقب ماندگی یک جامعه قرار نمیدادند...
زن دست نوشته ی احساسات هستی است در طبیعت...
معیارهایمان را اشتباه نوشتند...
اشتباه…

آگاهی بنیان رهایی است.
برگ اسلام جنایتکار است.
...........

هیچ ملتی در جهان

Photo: ‎هیچ ملتی در جهان بر ضد خود اینگونه نیست که ایرانی‌ است!!
اگر انسان ایرانی این واقعیت را درک کند, که اسلام جنایتکار تازیان ایرانی نیست و نه تنها جنایتکار است بلکه جنایت ساز نیز است؛ شاید بتواند بدون این دین پوشالی و جنایتکار آینده بهتری داشته باشد. ارنست رنان فیلسوف فرانسوی در ارزیابی فرهنگ شرق می نویسد: اگر یک فرهنگ واقعی می باید بر دو پایه علم و فلسفه بنیاد نهاده شده باشد، نمی توان اصولا از فرهنگی بنام "فرهنگ به اصطلاح اسلامی" سخن گفت، زیرا پایه گزاران واقعی این دو در جهان ایرانیان و یونانیان بودند تازیان و اعراب خود درین باره هیچ سهمی نداشتند و بی فرهنگ بودند. ارنست رنان باورمند است که نژاد سامی گرفتار دگماتیسم ذهنی بوده و مستعد تمدن نیست. او نژاد سامی و قوم عرب را یک نژاد "ناقص" می‌دانست. ابن خلدون در باره آن نوشت: از امور غریب این است که حاملان علم در جهان به اصطلاح اسلام غالبا "عجم" بودند و اگر هم عالمی یافت می شد که در نسب عرب بود، در مکتب عجمان ( عجمان= ایرانیان یا پارسیان را گویند نامی که اعراب به نیکان ما دادند چون زبان آنها را نمیدانستند به چم گنگ و لال است! موریس آریایی ) پرورش یافته بود، زیرا قوم عرب، نه از امر تعلیم و تالیف اطلاعی داشت، و نه اصولا خواهان آن بود. بخلاف پارسیان، که بر اثر رسوخ دیرینه تمدن در میان خود برای اینکار صلاحیت دیرینه داشتند و با فرهنگ بودند، و هیچ قومی چون آنها به حفظ و تدوین خرد و فرهنگ در جهان قیام نکرد...!! سخن در اینجاست که چرا انسان ایرانی باید فرهنگ منحوس تازی را تحمل کند، با وجودی که خود ادعای داشتن فرهنگ غنی پارسی نیز میکند. مشکل خود ایرانی نیز است که اجازه میدهد اینگونه به زوال و فساد کشیده شود، آخر چگونه میتوان دشمنان و جنایتکاران خود را دوست داشت! خرد و روشنگری, مکانسیم های رویکردی انسان ها از خرافات و جهالت است، خرافات ابعاد وسیعی دارد، سرلوحه آموزه های ادیان بویژه اسلام تازیان خرافات و تحمیق مردم و ترویج آن است. باشد که همه از خود بیاغازند و جهت رشد فکری جامعه در آگاهی رسانی و روشنگری و ارتقا دانش جمعی نیز کوشا باشیم. آگاهی بنیان رهایی است. موریس آریایی 
02.01.2015‎

هیچ ملتی در جهان بر ضد خود اینگونه نیست که ایرانی‌ است
اگر انسان ایرانی این واقعیت را درک کند, که اسلام جنایتکار تازیان ایرانی نیست و نه تنها جنایتکار است بلکه جنایت ساز نیز است؛ شاید بتواند بدون این دین پوشالی و جنایتکار آینده بهتری داشته باشد. ارنست رنان فیلسوف فرانسوی در ارزیابی فرهنگ شرق می نویسد: اگر یک فرهنگ واقعی می باید بر دو پایه علم و فلسفه بنیاد نهاده شده باشد، نمی توان اصولا از فرهنگی بنام "فرهنگ به اصطلاح اسلامی" سخن گفت، زیرا پایه گزاران واقعی این دو در جهان ایرانیان و یونانیان بودند تازیان و اعراب خود درین باره هیچ سهمی نداشتند و بی فرهنگ بودند. ارنست رنان باورمند است که نژاد سامی گرفتار دگماتیسم ذهنی بوده و مستعد تمدن نیست. او نژاد سامی و قوم عرب را یک نژاد "ناقص" می‌دانست. ابن خلدون در باره آن نوشت: از امور غریب این است که حاملان علم در جهان به اصطلاح اسلام غالبا "عجم" بودند و اگر هم عالمی یافت می شد که در نسب عرب بود، در مکتب عجمان ( عجمان= ایرانیان یا پارسیان را گویند نامی که اعراب به نیکان ما دادند چون زبان آنها را نمیدانستند به چم گنگ و لال است! موریس آریایی ) پرورش یافته بود، زیرا قوم عرب، نه از امر تعلیم و تالیف اطلاعی داشت، و نه اصولا خواهان آن بود. بخلاف پارسیان، که بر اثر رسوخ دیرینه تمدن در میان خود برای اینکار صلاحیت دیرینه داشتند و با فرهنگ بودند، و هیچ قومی چون آنها به حفظ و تدوین خرد و فرهنگ در جهان قیام نکرد...!! سخن در اینجاست که چرا انسان ایرانی باید فرهنگ منحوس تازی را تحمل کند، با وجودی که خود ادعای داشتن فرهنگ غنی پارسی نیز میکند. مشکل خود ایرانی نیز است که اجازه میدهد اینگونه به زوال و فساد کشیده شود، آخر چگونه میتوان دشمنان و جنایتکاران خود را دوست داشت! خرد و روشنگری, مکانسیم های رویکردی انسان ها از خرافات و جهالت است، خرافات ابعاد وسیعی دارد، سرلوحه آموزه های ادیان بویژه اسلام تازیان خرافات و تحمیق مردم و ترویج آن است. باشد که همه از خود بیاغازند و جهت رشد فکری جامعه در آگاهی رسانی و روشنگری و ارتقا دانش جمعی نیز کوشا باشیم. آگاهی بنیان رهایی است. موریس آریایی
02.01.2015

Thursday, January 1, 2015

برهنگی در سینمای ایران



برهنگی در سینمای ایران 
مورد توجه کوته فکران قرون وسطایی که فکر می کنند برهنگی یک شبه وارد سینمای ایران شده است. حضور سکس در ایران و سینمای ایران چیز جدیدی نیست و از دهه ٤٠ روند عادی خود را پیش از انقلاب سیاه و قرون وسطایی و ننگین درسینمای ایران پیموده است, اینهمه عقب افتاده نباشید! جهان بینی و آزادی خواهی و شیوه تاریخ نگاری در حال تغییر و تحول است، یک بینش و نگرش علمی جدید در باب جهان، خرافات و موهومات در حال شکل گرفتن است. باید با دیدگاه جهان مدرن به اجتماع نگریست، نه با دید قرون وسطایی، نادانی و خرافات!! دین عقب ماند گی؛ جنایت و خرافات است و آدم دینی بی خرد و نادان است. هنگامیکه عقل انسان فعال باشد و به کار گرفته شود دیگر نمیتواند هر حماقت و نادانی و خرافاتی را باور کند!!! آگاهی بنیان رهایی است. موریس آریایی

آشنایی تماشاگر ایرانی با برهنگی
تجربه‌ی تماشای سکس در سینما برای تماشاگر ایرانی تا حدودی متفاوت با شکل امروزی آن بود. در واقع این مضمونِ رابطه‌ی عشقی و بعد نشانه‌های طبیعی ابراز این علاقه در آغوش گرفتن و بوسیدن دو جنس مخالف در فیلم‌ها بود که زمینه‌ساز آشنایی تماشاگر ایرانی با تماشای تصاویری مرتبط با مضامین جنسیتی شد. وجود این تصاویر و صحنه‌ها در فیلم‌های خارجی سال‌های ابتدایی ورود سینما به ایران بود که زمینه‌ساز شکل‌گیری نخستین حساسیت‌ها به پدیده‌ی سینما شد و از آن‌جا بود که فکر نظارت و بعد سانسور بر فیلم‌ها شکل گرفت. در نخستین آیین‌نامه‌ی تنظیم‌شده برای سانسور در ایران که سال ۱۳۰۹ تصویب شد، مدیران سینما ملزم بودند فیلم‌هایی را که متقاضی نمایش آن‌ها بودند در سالنی غیرعمومی به نماینده‌ی بلدیه ارائه بدهند «تا در صورت لزوم از نقطه نظر اخلاق جرح و تعدیل لازم» به عمل آید. با این همه، تعیین این نقطه نظر اخلاقی نسبی بود و همین باعث شد تا با استقبالی که از فیلم‌های دارای مضامین عشقی با پی‌رنگی از نمایش ابراز علائق جنسی صورت می‌گرفت، به تدریج تماشاگر ایرانی با نمایش حد ملایمی از عشق‌ورزی طبیعی انسان‌ها آشنا شود. این اما فقط مختص فیلم‌های خارجی بود و در فیلم‌هایی که در دوره‌ی اول آغاز به کار سینمای ایران (از ۱۳۰۹ تا ۱۳۱۶) ساخته شدند نشانی از تصاویر مرسوم ابراز علاقه در فیلم‌های خارجی نبود.

دهه‌ی ۳۰: اخلاق‌گرایی صرف
سینمای ایران پس از رخوتی ۱۰ ساله، از سال ۱۳۲۷ بار دیگر روند تولید محصولاتش را از سر گرفت. در این مدت تماشاگر ایرانی هرچه بیشتر با محصولات غربی آشنا شده بود و اصولاً سینما رفتن تبدیل به تفریحی مرسوم به ویژه برای جوانان شده بود. در این دوران برای نخستین بار آیین‌نامه‌ی منسجمی زیر نظر وزارت کشور در زمینه‌ی اکران فیلم تنظیم شد که در آن به طور مشخص به محدودیت در نمایش ارتباطات جنسی و سکس اشاره شده بود. بر اساس آیین‌نامه‌ی مصوب سال ۱۳۲۹ وزارت کشور، نمایش این صحنه‌ها در فیلم‌ها مجاز نبود: «بند یازده: صحنه‌هایی از فیلم که در آن روابط نامشروع زنان شوهردار و یا فریب و اغفال دختران نمایش داده شود و همچنین صحنه‌هایی که در آن زنان لخت منظور از عریان بودن نمایش پستان برهنه و یا عورت زنان می‌باشد نمایش داده شود … بند سیزده: نشان دادن صحنه‌ی زن و مرد در یک بستر در صورتی که زن و مرد برهنه باشند و فقط پوشش روی تختخواب، حجاب حالت آن‌ها باشد.» این آیین‌نامه، به گفته‌ی بسیاری از صاحبان سینماها و دست‌اندرکاران امور نمایش آن سال‌ها، برای فیلم‌های خارجی با نوعی سهل‌گیری اجرا می‌شد اما در مورد فیلم‌های ایرانی با سخت‌گیری زیاد به اجرا در می‌آمد و بر همین اساس تا میانه‌ی دهه‌ی ۴۰ شمسی نمی‌توان سراغی از نمایش شدید تصاویر سکس در فیلم‌های ایرانی گرفت. با این همه در این دوران سکس، بدون نمایش مستقیم، حضوری قابل توجه در فیلم‌ها داشت. مضمون فریب دختران شهرستانی از جانب جوانان شهری، خوش‌گذرانی مردان زن‌دار در قالب حضورهای شبانه در کاباره‌ها یا ارتباط گرفتن با زنانی دیگر و همنشینی با زنان رقاص یا بدکاره، در فیلم‌ها اکثراً با نگاهی منفی دیده می‌شد، اما از نمایش عمل جنسی خبری نبود. در فیلم‌های ایرانی این دوره مضمون سوءاستفاده و فریب و اغفال برای رسیدن به عمل جنسی و بعد پشیمانی و تنبیه از این اقدام به کرات دیده می‌شود و سازندگان این فیلم‌ها با وجود ترویج دیدگاهی منفی نسبت به این گونه اقدامات، بارها آن‌ها را مضامین آثار خود قرار می‌دادند. از شاخص‌ترین فیلم‌های این دوره کمدی قاصد بهشت (ساموئل خاچیکیان، ۱۳۳۷) با بازی ایرن بود که سطح تازه‌ای از برهنگی زن را به نمایش در می‌آورد. این فیلم پس از اعتراض‌هایی به آن با سانسور تازه‌ای در روز سوم اکرانش روبه‌رو شد و پس از مدتی به دلایلی دیگر اکرانش خاتمه یافت.

دهه‌ی ۴۰: هنگامی سکس در می‌زند
با رونق بیشتر شهرنشینی در ایران و سیاست‌های نظام حاکم در ترویج نوعی از مدرن‌گرایی برگرفته از کشورهای غربی، سینما به عنوان جلوه‌ای از هنر مدرن به مکان مرسومی برای تفریح طبقات مختلف اجتماعی تبدیل شد. با این همه محصولات سینمای ایران بنا به دلایل مختلفی اقبال چندانی در جذب مخاطبان طبقات متوسط و مرفه جامعه پیدا نکردند و اکثراً این طبقات پایین اجتماع بودند که مشتری داثمی این سینما شدند. این‌چنین بود که غالب مضامین فیلم‌های ایرانی به تکرار داستان‌هایی بارها گفته‌شده در تقبیح مردان هوسران و زنان کاباره‌ای و ستایش از نهاد خانواده یا جوانمردی پسر درست‌کاری در رد مال دنیا و کمک به دیگران محدود شد. در نیمه‌ی اول دهه‌ی ۴۰ است که با گسترش این مضامینِ محدود می‌شود نمود پررنگ‌تری از جلوه‌های سکس در فیلم‌های ایرانی یافت. کمتر شدن لباس بازیگران زن و نوعی از نمایش اروتیک رقص‌های زنان در کاباره‌ها و نیز اشاره‌های مستقیم‌تر به صحنه‌های تجاوز از جمله‌ی این موارد است. اما از نیمه‌ی دوم این دهه حضور پررنگ‌تر سکس و برهنگی در فیلم‌های ایرانی به شکل آشکاری افزایش یافت. در این دوران نوعی تلاش پنهان در برانگیختن احساسات جنسی بیننده از سوی فیلمسازان ایرانی دیده می‌شود و به تدریج حضور یک یا دو صحنه‌ی شامل برهنگی یا عمل جنسی در فیلم‌ها مرسوم می‌شود. رسیدن به مرزهای تازه در نمایش برهنگی زنان با دعوت از چند بازیگر زن خارجی (نانسی کواک برای فیلم الماس ۳۳ و اینگرید اسپای برای فیلم دو دل و یک دلبر) آغاز می‌شود و بعد بازیگران زن سینمای ایران نیز حاضر به حضور در صحنه‌های شامل برهنگی و سکس می‌شوند. این زمانی است که آیین‌نامه‌ی تازه‌ای هم برای نظارت بر فیلم‌ها تصویب شده که در آن باز هم نمایش صحنه‌های حاوی برهنگی و اعمال جنسی در تمام فیلم‌های ایرانی و خارجی ممنوع شده است. با وجود این، ظاهراً در توافقی نانوشته میان واردکنندگان و تهیه‌کنندگان فیلم، با نمایش صحنه‌های جنسی مدارا می‌شد مگر در مواردی که به گفته‌ی برخی فیلم‌سازان از حد تحمل جامعه خارج می‌شد. از سال‌های پایانی دهه‌ی ۴۰ است که شکل رایج سینمای ایران در نمایش برهنگی و نگاه به آن شکل می‌گیرد. در این زمینه هم سینمای ایران دیدی منطبق بر فضای رایج در کاباره‌ها دارد. دوربینی چشم‌چران که در لحظاتی بخشی از اندام جنسی اکثراً پستان‌های زن و در معدود مواردی در دهه‌ی بعد باسن‌های زن را نمایش می‌دهد و در نمایش سکس میان زن و مرد نوعی از هوس‌جویی رایج در روسپی‌خانه‌ها را (در غلبه‌ی آشکار مردی حریص بر زنی که گویی از رابطه‌ی جنسی لذت نمی‌برد) نمایش می‌دهد. این البته در نگاه برخی فیلم‌سازان تازه به میدان آمده که موج نوی سینما را شکل می‌دهند تا حدودی متفاوت‌تر است.

دهه‌ی ۵۰: حضور پرتعداد اما بی‌احساس برهنگی
دهه‌ی ۵۰ مهم ترین مقطع در نمایش سکس و برهنگی در تاریخ تصویری ایران به شمار می‌رود که به جز سینما در هنرهای دیگر به ویژه نقاشی و مجسمه‌سازی و در مواردی تئاتر هم بروز یافت. در این دهه همزمان با ورود سرسام‌آور فیلم‌های خارجی اروتیک و نوعی از فیلم‌های کمدی – جنسی ایتالیایی، سینمای ایران هم با تأثیرپذیری از آن‌ها به فکر نمایش بی‌پرواتر سکس افتاد که، با پاسخ مثبت تماشاگران، تا انقلاب ننگین سال ۵۷ هم بدون وقفه‌ی چندانی ادامه پیدا کرد. سکس در فیلم‌های این دهه حتا در نام فیلم‌ها هم نمود پررنگی یافت و نمونه‌هایی چون تجاوز، یک چمدان سکس، احساس داغ، مهدی مشکی و شلوارک داغ، و تختخواب سه‌نفره دیده شد. جلوه‌ی سکس در فیلم‌های این دهه بسط مضامین تثبیت‌شده در اواخر دهه‌ی ۴۰ بود، با این تفاوت که در این زمان دوربین حریص‌تر و بی‌پرواتر به ارضای حس چسم‌چرانی تماشاگر می‌پرداخت و صحنه‌های اعمال جنسی زن و مرد نیز جزئی‌تر و طولانی‌تر به تصویر کشیده می‌شد. با این همه، با وجود تلاش شدید در الگوبرداری دقیق از نمونه‌های خارجی، برهنگی فیلم‌های ایرانی از جنبه‌های اروتیک زیباشناسانه‌ی فیلم‌های غربی خالی بود و کمتر نشانی از حس برانگیزانندگی در آن دیده می‌شد. برهنگی فیلم‌های ایرانی به گونه‌ی عجیبی اکثراً خشن و تا حدودی سادیستی بود که در آن کمتر نشانه‌هایی از رمانتیسم رایج سینما قابل ردیابی بود. نگاه فیلم‌ساز ایرانی به پدیده‌ی برهنگی اغلب بار منفی داشت و گویی فیلم‌ساز و عوامل نیز برای انجام وظیفه بیشتر ادایی اغراق‌شده از حرکات جنسی را در می‌آوردند. حتا فیلم‌سازان جریان متفاوت مانند مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی نیز در فیلم‌هایشان گونه‌ای نه چندان جذاب از سکس را به تصویر می‌کشیدند که گویی بر شخصیت‌های داستان‌هایشان تحمیل شده (کیمیایی در بلوچ و داش آکل و مهرجویی در پستچی). از معدود فیلم‌سازانی که برهنگی را در نمونه‌های رایج مشابه در فیلم‌های غربی با نگاهی همراهانه‌تر به تصویر می‌کشید خسرو هریتاش بود که شاخص‌ترین اثرش در این باره (برهنه تا ظهر با سرعت) به همین دلیل هیچ گاه فرصت نمایش عمومی پیدا نکرد. در این دهه برهنگی در نمایش اندام جنسی زنان و مردان به اوج رسید و در موارد معدودی تلاش‌هایی از نمایش باواسطه‌ی عضو جنسی زنانه هم دیده شد، هرچند سانسور اجازه‌ی بیش از این را در فیلم‌های ایرانی نمی‌داد. در یکی از معدود نمونه‌ها در نمایش نسبتاً اروتیسم همجنس‌گرایانه، در فیلم بدکاران (قدرت‌ احسانی) دو بازیگر زن فیلم با لباس شنا به بهانه‌ی مالیدن کرم هم‌دیگر را ماساژ می‌دهند. در شرایطی که واکنش‌هایی نسبی به نمایش برخی فیلم‌های خارجی عریان از سوی گروه‌هایی عقب افتاده از جامعه دیده می‌شد، به تدریج از ابتدای سال ۱۳۵۷ با آشکار شدن نشانه‌های اعتراض در ایران، سخت‌گیری‌های نظارتی بر نمایش صحنه‌های برهنگی در فیلم‌های ایرانی افزایش یافت و عملاً از میانه‌ی این سال و با افزایش هرج‌و مرج‌ها حضور سکس در سینمای ایران پایان یافت. اما در سینمای جهان همچنان ادامه دارد!

#
آگاهی بنیان رهایی است.
برگ خیال انگیز