Friday, September 9, 2016

شخصی از شیخ زشت رویى پرسید




شخصی از شیخ زشت رویى پرسید اسمت چیست، شیخ زشت رو گفت آدم. شخص گفت زنده باد آنکه این اسم را روى تو گذاشت، وگرنه با این قیافه از کجا می فهمیدیم که تو آدمى؟....شیطان رسید در راهی به ملا،شیطان بگریخت تا نگردد گمراه...

گفتی پدر این سرزمین دور باد از شر و دروغ 
قحطی نبیند این دیار دشمن بماند بی فروغ
گفتی چنان ارزنده است این خاک زرین کهن
خاکی که جسمت بعد از مرگ یک ذره از ایران بود
شرم بر ما ای پدر ما خود شدیم دشمن او
مهر وطن قحطی شده رایج شده کذب و دروغ
شرم بر ما ای پدر دادیم به باد آداب خویش
بیگانه شد سر مشق ما از یاد بردیم رسم خویش
به جای شمس و مثنوی سر داده ایم حزن و فغان
شیون شده عادت ما -ما وارثان مهرگان
شرم بر ما ای پدر ما که ز خود بی خبریم
دزدیده شد گنج وطن در خواب خوش غوطه وریم
بردن ربودن خاکمان به گل نشست دریایمان
گلها همه پژمرده اند رنگ رفته از فرهنگ مان
تقصیر ندارد روزگاه ظالم نخوانید این جهان
بر این دیار با شکوه ما خود نبودیم پاسبان
http://youtu.be/JEOVlg6LNKk

No comments:

Post a Comment